آبتاب– نابرابری جنسیتی، فقر و اشتغال نه سه مسئله جدا، بلکه سه حلقه از یک زنجیره به همپیوستهاند که یکدیگر را تقویت میکنند: نابرابری در دسترسی به بازار کار، درآمد زنان را محدود میکند؛ درآمد کمتر، آنان را در برابر فقر آسیبپذیرتر میسازد؛ و فقر نیز به نوبه خود، فرصتهای آموزش، مهارتآموزی و اشتغال پایدار را از بین میبرد.
این چرخه در سطح جهانی نیز قابل مشاهده است. بر اساس گزارش شکاف جنسیتی جهانی مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۵، رسیدن به برابری کامل جنسیتی ۱۲۳ سال دیگر طول میکشد و شکاف در مشارکت اقتصادی و فرصتهای شغلی همچنان یکی از پایدارترین شکافهاست.
گزارش «تصویر جنسیتی ۲۰۲۵» سازمان ملل نیز نشان میدهد که فقر شدید زنان از سال ۲۰۲۰ تاکنون حدود ۱۰ درصد ثابت مانده و در صورت ادامه روند فعلی، تا سال ۲۰۳۰ حدود ۳۵۱ میلیون زن و دختر همچنان در فقر شدید زندگی خواهند کرد.
همچنین، در سال ۲۰۲۴، تعداد زنان بزرگسالی که با ناامنی غذایی متوسط یا شدید روبهرو بودند، ۶۴ میلیون نفر بیشتر از مردان بود. این آمارها نشان میدهد که فقر، چهرهای زنانه پیدا کرده است.
در ایران، آمارها نشان میدهند که از هر ۱۰۰ زن در سن کار، تنها حدود ۱۲ تا ۱۵ نفر وارد بازار کار فعال میشوند، در حالی که این نسبت برای مردان بیش از دو سوم جمعیت در سن کار است.
نرخ بیکاری زنان در پاییز ۱۴۰۴ به ۱۶ درصد رسیده، در حالی که نرخ بیکاری کل کشور ۷.۸ درصد بوده است و بیش از ۲۱۲ هزار زن از بازار کار خارج شدهاند.
این شکاف ساختاری باعث شده که زنان در دورههای بحران اقتصادی سریعتر از مردان از چرخه اشتغال حذف شوند و به مشاغل غیررسمی، قراردادهای کوتاهمدت، بدون بیمه و با دستمزد پایین رانده شوند؛ وضعیتی که فعالان کارگری آن را «زنانه شدن فقر» مینامند و هشدار میدهند که زنان سرپرست خانوار در خط مقدم این آسیب قرار دارند.
این نابرابری در سطح جهانی نیز ابعاد نگرانکنندهای دارد. در اتحادیه اروپا، زنان به طور متوسط ۱۵ درصد کمتر از مردان در هر ساعت درآمد دارند و برای کسب درآمد سالانه مردان، باید ۱۵.۵ ماه کار کنند. در سطح جهانی نیز تنها ۴۶.۴ درصد از زنان در سن کار شاغل هستند، در مقایسه با ۶۹.۵ درصد مردان؛ شکافی که در ۳۰ سال گذشته تنها ۴ درصد کاهش یافته است.
گزارش سازمان ملل هشدار میدهد که هوش مصنوعی مولد میتواند ۲۸ درصد از مشاغل زنان را از بین ببرد، در حالی که این رقم برای مردان ۲۱ درصد است و بیشترین آسیب متوجه زنان جوان و تحصیلکرده خواهد بود. تغییرات اقلیمی نیز میتواند تا سال ۲۰۵۰ تا ۱۵۸ میلیون زن دیگر را به فقر بکشاند.
با این حال، این چرخه قابل شکستن است. گزارش سازمان ملل تأکید میکند که با سرمایهگذاری هدفمند در مراقبت، آموزش، اشتغال سبز و حمایت اجتماعی، میتوان شمار زنان و دختران در فقر شدید را تا سال ۲۰۵۰ ۱۱۰ میلیون نفر کاهش داد و ۳۴۲ تریلیون دلار بازده اقتصادی انباشته ایجاد کرد.
برای ایران نیز گسترش بیمههای اجتماعی، حمایت از کسبوکارهای خرد، ارائه آموزشهای مهارتی و ایجاد اشتغال پایدار برای زنان، به ویژه در مشاغل غیررسمی، از ضروریترین اقدامات برای جلوگیری از تبدیل بحران فعلی به «فقر مزمن» است.
نابرابری جنسیتی تنها یک مسئله حقوقی یا اخلاقی نیست؛ مانعی جدی بر سر راه رشد اقتصادی و کاهش فقر است. تا زمانی که زنان از فرصتهای برابر شغلی و درآمدی برخوردار نباشند، نه فقر ریشهکن میشود و نه توسعه پایدار محقق خواهد شد.