آبتاب– آموزش محیط زیست به کودکان نباید به حفظ کردن چند نام و تاریخ و شعار محدود شود؛ باید به یک مهارت روزمره و یک سبک زندگی تبدیل گردد. آینده پایدار زمانی ممکن است که کودک یاد بگیرد آب، انرژی، غذا، پوشاک و وسایل خود را چگونه مصرف کند و بداند هر انتخاب کوچک او چه اثری بر طبیعت دارد. بنابراین نخستین اقدام، طراحی آموزش بر پایه «تجربه» است، نه «ترس». کودک باید طبیعت را لمس کند، در باغچه محله دانه بکارد، رشد گیاه را تماشا کند، زبالهها را تفکیک کند و نتیجه کارش را ببیند. آموزش همراه با امید و توانمندی، بسیار مؤثرتر از آموزش همراه با ترس و احساس گناه است.
در خانه، والدین مهمترین معلمان هستند. کودک بیش از آنکه به حرف بزرگترها گوش دهد، رفتار آنها را تقلید میکند. اگر در خانه کیسه پارچهای برای خرید استفاده شود، شیر آب بیدلیل باز نماند، لامپ اضافه خاموش شود، زباله تر و خشک جدا گردد و وسایل قابل تعمیر دور ریخته نشوند، کودک همان رفتارها را میآموزد. میتوان کارهای ساده را به بازی تبدیل کرد: مسابقه «کشف هدررفت آب» در خانه، ثبت روزانه مصرف برق، ساخت کاردستی از مواد دورریختنی، یا نگهداری از یک گلدان کوچک که مسئولیت آن به کودک سپرده شود. مهم است که این کارها به تنبیه و اجبار تبدیل نشوند؛ بلکه با گفتوگو، داستان و تشویق همراه باشند.
در مدرسه، آموزش محیط زیست باید در همه درسها جاری شود، نه فقط در یک زنگ جداگانه. معلم میتواند در درس علوم، چرخه آب و خاک را با بازدید میدانی آموزش دهد؛ در درس ریاضی، مصرف آب و برق مدرسه را اندازهگیری کند؛ در درس هنر، از مواد بازیافتی اثر بسازد؛ و در درس مطالعات اجتماعی، درباره مدیریت پسماند محله گفتوگو کند. ایجاد باغچه مدرسه، کمپوستر ساده، تفکیک زباله در کلاس، «ناظران انرژی» و «ناظران آب» از جمله اقدامات عملی هستند که حس مسئولیت را در دانشآموزان تقویت میکنند. آموزش معلمان نیز شرط ضروری است؛ معلمی که خود با اصول محیط زیست آشنا نباشد، نمیتواند نسل آینده را تربیت کند.
جامعه نیز باید در این مسیر همراه شود. کتابخانهها میتوانند کتاب و بازی محیط زیستی ارائه دهند؛ شهرداریها میتوانند مسیرهای امن پیادهروی و دوچرخهسواری تا مدرسه ایجاد کنند؛ سازمانهای مردمنهاد میتوانند کارگاههای طبیعتگردی برگزار نمایند. پاکسازی محله با حضور کودکان، به شرط ایمنی و آموزش، تجربهای ارزشمند است، اما باید از دست زدن به زبالههای خطرناک، شیشه شکسته و پسماند پزشکی پرهیز شود و همه کودکان از دستکش و نظارت بزرگسالان استفاده کنند. بهتر است به جای پاکسازی نمادین یکباره، بر پیشگیری از تولید زباله و تفکیک از مبدأ تأکید شود.
در سطح سیاستگذاری، آموزش محیط زیست باید در برنامه درسی ملی، آموزش معلمان، طراحی مدارس سبز و ارزیابی رفتارهای محیط زیستی جایگاه رسمی داشته باشد. اما اثربخشی آموزش را نباید تنها با تعداد شعار و پوستر سنجید؛ باید دید آیا مصرف آب و کاغذ مدرسه کاهش یافته، تفکیک زباله انجام میشود و کودکان در تصمیمگیریهای محیط زیستی مدرسه مشارکت دارند یا نه. آموزش محیط زیست باید از «حفظ کردن» به «عمل کردن» و از «ترس» به «امید و مسئولیت» حرکت کند. اگر کودکان امروز یاد بگیرند که مراقبت از طبیعت بخشی از زندگی روزمره است، آینده پایدار نه یک آرزو، بلکه یک عادت خواهد بود.