آبتاب– تنوع اقلیمی، پیشینه استفاده از گیاهان دارویی و برخورداری از گونههای ارزشمند، ایران را به یکی از کشورهای دارای ظرفیت قابل توجه در این حوزه تبدیل کرده است. بااینحال، برخورداری از منابع طبیعی فراوان الزاماً به معنای حضور قدرتمند در تجارت جهانی نیست. آنچه ظرفیت گیاهی را به درآمد پایدار تبدیل میکند، مجموعهای از عوامل شامل کیفیت یکنواخت، فرآوری صنعتی، استانداردسازی، بستهبندی مناسب، بازاریابی بینالمللی و دسترسی به شبکههای توزیع است.
در گزارشی که خبرگزاری تسنیم در ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ منتشر کرد، رئیس اتحادیه گیاهان دارویی، زعفران و فرآوردههای غذایی ایران اعلام کرد که سهم کشور از بازار جهانی گیاهان دارویی کمتر از نیم درصد است. در همان گزارش، به ظرفیت بالقوه بازار جهانی و ضرورت فاصله گرفتن از خامفروشی نیز اشاره شده است. این ارقام و برآوردها به نقل از مقام صنفی مطرح شدهاند و برای ارزیابی دقیق بازار باید تعریف محصول، محدوده جغرافیایی و روش محاسبه سهم بازار نیز مشخص باشد.
تنوع گیاهی بهتنهایی مزیت تجاری نیست
وجود گونههای متنوع گیاهان دارویی در ایران، امکان تولید محصولات گوناگون را فراهم میکند؛ اما مشتری بینالمللی تنها به منشأ طبیعی کالا توجه ندارد. خریدار عمده معمولاً به کیفیت ثابت، ترکیبات قابل اندازهگیری، قابلیت رهگیری محموله، شرایط بهداشتی، زمان تحویل و اطمینان از استمرار عرضه اهمیت میدهد.
اگر کیفیت یک محموله با محموله بعدی تفاوت زیادی داشته باشد، تولیدکننده خارجی ممکن است نتواند از آن در فرایند صنعتی خود استفاده کند. همچنین آلودگی، رطوبت نامناسب، اختلاط گونهها یا باقیمانده مواد شیمیایی میتواند ارزش محصول را کاهش دهد یا امکان ورود آن به بازار مقصد را از بین ببرد.
بنابراین، برای بهرهبرداری از ظرفیت طبیعی کشور باید از مرحله جمعآوری و کشت تا خشککردن، انبارداری و حملونقل، دستورالعملهای فنی رعایت شوند. ایجاد مراکز جمعآوری استاندارد، آموزش تولیدکنندگان و دسترسی به آزمایشگاههای معتبر میتواند بخشی از این نیاز را برطرف کند.
خامفروشی چگونه ارزش اقتصادی را کاهش میدهد؟
خامفروشی زمانی رخ میدهد که محصول بدون انجام مراحل مهم فرآوری و تبدیل به کالایی با ارزش افزوده بیشتر به فروش برسد. در بازار گیاهان دارویی، این وضعیت ممکن است به صادرات برگ و گل خشک، دانه یا سایر مواد اولیه با حداقل عملیات فرآوری محدود شود.
در مقابل، فرآوری میتواند طیف وسیعی از محصولات را ایجاد کند؛ از مواد اولیه استانداردشده و عصارهها تا ترکیبات مورد استفاده در صنایع غذایی، آرایشی، بهداشتی و دارویی. البته هر یک از این محصولات به فناوری، سرمایه، دانش تخصصی و الزامات قانونی متناسب با کاربرد نهایی نیاز دارند.
برای مثال، تولید عصاره استاندارد صرفاً خرد کردن گیاه یا استخراج ساده مواد آن نیست. تولیدکننده باید بتواند مشخصات محصول، روش تولید و کیفیت هر سری ساخت را کنترل کند. در کاربردهای دارویی نیز الزامات بسیار دقیقتری ممکن است مطرح باشد. ازاینرو، توسعه فرآوری باید بر اساس نیاز بازار و توان فنی انجام شود، نه صرفاً با هدف ایجاد کارخانه یا افزایش تعداد محصولات.
از کشاورز تا صادرکننده؛ زنجیرهای که باید به هم متصل شود
یکی از چالشهای مهم این بخش، فاصله میان تولیدکننده کشاورزی و صنایع فرآوری است. اگر کشاورز نداند کارخانه به چه گونهای، با چه میزان رطوبت، چه سطحی از خلوص و در چه زمانی نیاز دارد، احتمال تولید محصول نامتناسب با بازار افزایش مییابد.
در چنین شرایطی، بخشی از محصول ممکن است با قیمت پایین فروخته شود یا به دلیل نداشتن مشتری مشخص، در انبار باقی بماند. از سوی دیگر، کارخانه نیز ممکن است نتواند ماده اولیه مورد نیاز خود را با کیفیت ثابت و در زمان مناسب تأمین کند.
راهکار این مشکل میتواند توسعه قراردادهای کشت، تعیین مشخصات فنی پیش از فصل تولید و ایجاد ارتباط مستقیم میان کشاورزان، تعاونیها، شرکتهای فرآوری و صادرکنندگان باشد. قراردادهای شفاف باید درباره کیفیت مورد انتظار، شیوه نمونهبرداری، زمان تحویل، قیمتگذاری و نحوه رسیدگی به اختلافها توضیح کافی داشته باشند.
این مدل علاوه بر کاهش ریسک بازار، امکان برنامهریزی بهتر برای آب، زمین، بذر و نیروی کار را فراهم میکند. همچنین میتواند به افزایش انگیزه کشاورزان برای رعایت استانداردهای کیفی منجر شود.
استانداردسازی و برند؛ دو ابزار رقابت در بازار جهانی
بازار بینالمللی به محصولی نیاز دارد که مشخصات آن قابل اثبات باشد. بستهبندی جذاب میتواند به دیدهشدن کالا کمک کند، اما جایگزین کیفیت و مدارک معتبر نیست. صادرکننده باید پیش از ورود به بازار مقصد، الزامات مربوط به واردات، سلامت، برچسبگذاری، محدودیتهای آلایندهها و مدارک موردنیاز را بررسی کند.
برندسازی نیز زمانی اثرگذار است که بر مزیت واقعی محصول استوار باشد. منشأ جغرافیایی، روش کشت، ویژگیهای قابلاندازهگیری و سابقه قابلاعتماد تأمینکننده میتوانند بخشی از هویت تجاری محصول را تشکیل دهند. ادعاهایی مانند «کاملاً ارگانیک» یا «دارای اثر درمانی قطعی» بدون مدارک لازم، نهتنها مزیت پایدار ایجاد نمیکنند، بلکه میتوانند به اعتبار صادرکننده آسیب بزنند.
شرکتهای ایرانی میتوانند با انتخاب چند محصول دارای مزیت مشخص، بهجای پراکندگی منابع در دهها کالای کمحجم، روی ایجاد کیفیت ثابت و توسعه بازار تخصصی تمرکز کنند. البته انتخاب محصول باید بر اساس تقاضای واقعی، هزینه تولید، رقبا و الزامات بازار مقصد صورت گیرد.
پژوهش و فناوری؛ حلقه گمشده توسعه صادرات
توسعه بازار گیاهان دارویی به ارتباط مؤثر میان دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، کشاورزان و شرکتهای تجاری نیاز دارد. پژوهش میتواند به شناسایی گونههای مناسب، بهبود روشهای کشت، افزایش بازده، کاهش ضایعات و توسعه روشهای استاندارد فرآوری کمک کند.
بااینحال، فاصله میان پژوهش آزمایشگاهی و تولید صنعتی باید کاهش یابد. یک فناوری زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که امکان استفاده مستمر، مقرونبهصرفه و مطابق الزامات کیفی در مقیاس تجاری را داشته باشد.
حمایت از طرحهای پایلوت، ایجاد مراکز آزمون مشترک و فراهم کردن دسترسی شرکتهای کوچک به تجهیزات فرآوری میتواند این فاصله را کمتر کند. همچنین آموزش تخصصی درباره صادرات، قراردادهای بینالمللی و استانداردهای بازار مقصد به اندازه توسعه فناوری اهمیت دارد.
موانع تجاری و ضرورت شناخت بازار مقصد
ورود به بازار خارجی صرفاً با یافتن یک خریدار پایان نمییابد. صادرکننده باید هزینه حملونقل، بیمه، بستهبندی، تشریفات گمرکی، شرایط پرداخت و الزامات ورود کالا را محاسبه کند. تغییرات مقررات یا افزایش هزینههای لجستیکی میتواند سودآوری معامله را کاهش دهد.
در نتیجه، پیش از توسعه سطح کشت باید بازار هدف بررسی شود. شناخت تقاضای واردکنندگان، قیمت رقبا، میزان مصرف صنعتی و امکان انعقاد قرارداد بلندمدت، از اقداماتی است که میتواند ریسک سرمایهگذاری را کاهش دهد. توسعه صادرات پایدار بیشتر از آنکه به فروش یک محموله بزرگ وابسته باشد، به توان تکرار عرضه با کیفیت ثابت و شرایط اقتصادی قابل رقابت نیاز دارد.
ایران برای توسعه تجارت گیاهان دارویی از مزیت منابع طبیعی و تنوع اقلیمی برخوردار است، اما تبدیل این مزیت به درآمد صادراتی به سرمایهگذاری در کیفیت، فرآوری، پژوهش، برند و شبکههای فروش نیاز دارد. کاهش خامفروشی باید با ایجاد تقاضای واقعی برای محصولات فرآوریشده همراه باشد و تولیدکنندگان نیز باید از بازار مقصد اطلاعات کافی داشته باشند. معیار موفقیت، صرفاً افزایش وزن یا ارزش اسمی صادرات نیست؛ بلکه رشد پایدار ارزش افزوده داخلی، تکرارپذیری فروش، ایجاد اشتغال و افزایش سهم محصولات ایرانی در زنجیرههای تأمین معتبر جهانی است.