آبتاب– تازهترین پژوهشها و نتایج کارآزماییهای بالینی نشان میدهد درمان سرطان سینه بهسرعت در حال فاصله گرفتن از رویکرد «یک درمان برای همه» است. درمانهای هدفمند، ایمونوتراپی، داروهای آنتیبادی ـ دارو مزدوج و شناسایی دقیق ویژگیهای مولکولی تومور، مسیر تازهای را پیش روی بیماران گشودهاند؛ مسیری که هدف آن تنها کوچک کردن تومور نیست، بلکه انتخاب دقیقتر درمان، کاهش عوارض و افزایش طول عمر و کیفیت زندگی بیمار است.
سرطان سینه همچنان یکی از مهمترین سرطانهای جهان است، اما تصویری که امروز از درمان این بیماری وجود دارد با چند دهه قبل تفاوت چشمگیری دارد.
در گذشته، جراحی و سپس شیمیدرمانی و پرتودرمانی ستون اصلی درمان بسیاری از بیماران بودند. این روشها همچنان در درمان سرطان سینه جایگاه مهمی دارند، اما پزشکی امروز تلاش میکند پیش از انتخاب درمان، مشخص کند تومور دقیقاً چه ویژگیهایی دارد و به کدام مسیرهای زیستی وابسته است.
مؤسسه ملی سرطان آمریکا (NCI) نیز تأکید میکند که درمان سرطان سینه بسته به نوع و مرحله بیماری متفاوت است و میتواند ترکیبی از جراحی، پرتودرمانی، شیمیدرمانی، هورموندرمانی، درمان هدفمند و ایمونوتراپی باشد.
پایان عصر «یک نسخه برای همه»؟
سرطان سینه یک بیماری واحد نیست.
پزشکان امروز بر اساس عواملی مانند گیرنده استروژن و پروژسترون، وضعیت HER2 و سایر نشانگرهای زیستی، سرطان سینه را به زیرگروههای مختلف تقسیم میکنند.
از جمله این زیرگروهها میتوان به سرطانهای گیرنده هورمونی مثبت، HER2 مثبت و سرطان سهگانه منفی اشاره کرد. همین تفاوتهای مولکولی تعیین میکنند که یک بیمار از چه درمانی بیشترین سود را میبرد.
به همین دلیل، یکی از مهمترین تغییرات سالهای اخیر حرکت به سمت پزشکی دقیق یا Precision Medicine است؛ یعنی درمانی که ویژگیهای سرطان هر فرد را در انتخاب دارو در نظر میگیرد.
آنتیبادی ـ دارو مزدوج؛ داروهایی که هدف را پیدا میکنند
یکی از مهمترین حوزههای نوآوری در درمان سرطان سینه، داروهای موسوم به Antibody-Drug Conjugates یا ADCs هستند.
این داروها بهطور ساده از یک آنتیبادی برای شناسایی هدف روی سلول سرطانی و یک بخش دارویی برای وارد کردن ماده سمی به سلول استفاده میکنند.
در نتیجه، هدف این است که دارو با دقت بیشتری به سلولهای سرطانی برسد و آسیب به بافتهای سالم کاهش پیدا کند؛ هرچند این داروها همچنان میتوانند عوارض جدی داشته باشند و نیازمند پایش پزشکی هستند.
یکی از شناختهشدهترین نمونهها تراستوزوماب دروکستکان یا Enhertu است.
در دسامبر ۲۰۲۵، سازمان غذا و داروی آمریکا استفاده از Enhertu همراه با Pertuzumab را بهعنوان درمان خط اول در بزرگسالان مبتلا به سرطان سینه HER2 مثبت پیشرفته تأیید کرد. در مطالعهای با بیش از هزار بیمار، بقای بدون پیشرفت بیماری در گروه دریافتکننده ترکیب جدید ۴۰.۷ ماه بود، در حالی که این رقم برای درمان استاندارد ۲۶.۹ ماه گزارش شد.
این نتایج نشان میدهد که داروهای هدفمند در برخی زیرگروههای سرطان سینه دیگر صرفاً گزینهای برای مراحل نهایی نیستند و در حال ورود به مراحل زودتر درمان نیز هستند.
خبر مهم برای سرطانهای سهگانه منفی
یکی از دشوارترین انواع سرطان سینه، سرطان سهگانه منفی یا TNBC است. این نوع سرطان فاقد گیرندههای استروژن و پروژسترون و همچنین HER2 است؛ بنابراین برخی از درمانهای هدفمند رایج در سایر انواع سرطان سینه برای آن قابل استفاده نیستند. اما در سالهای اخیر، ترکیب ایمونوتراپی با سایر درمانها و همچنین ظهور ADCها چشمانداز این بیماری را تغییر داده است.
در مطالعات ارائهشده در کنگره اروپایی انکولوژی، چندین داروی ADC در سرطان سهگانه منفی و دیگر زیرگروههای سرطان سینه نتایج امیدوارکنندهای نشان دادهاند. در مطالعه ASCENT-۰۳، برای گروه خاصی از بیماران مبتلا به TNBC که گزینه مناسبی برای ایمونوتراپی نداشتند، Trodelvy توانست بقای بدون پیشرفت بیماری را نسبت به شیمیدرمانی استاندارد افزایش دهد.
البته چنین نتایجی به این معنا نیست که همه بیماران TNBC باید این داروها را دریافت کنند؛ انتخاب درمان به وضعیت فرد و معیارهای دقیق مطالعه و مجوزهای دارویی بستگی دارد.
ایمونوتراپی؛ فعال کردن سیستم دفاعی بدن
ایمونوتراپی یکی دیگر از مسیرهای مهم تحقیقات سرطان سینه است. ایده اصلی این است که سیستم ایمنی بدن بتواند سلولهای سرطانی را بهتر شناسایی و با آنها مقابله کند.
این رویکرد در همه انواع سرطان سینه به یک اندازه مؤثر نیست، اما در برخی بیماران مبتلا به سرطان سهگانه منفی جایگاه مهمی پیدا کرده است. NCI نیز ایمونوتراپی را یکی از گزینههای درمانی سرطان سینه، بهویژه در برخی موارد TNBC، معرفی میکند.
مسیر پژوهشها اکنون به سمت یافتن بیمارانی است که بیشترین احتمال پاسخ به ایمونوتراپی را دارند؛ زیرا هدف فقط افزایش تعداد درمانها نیست، بلکه انتخاب درست درمان برای بیمار درست است.
یک تحول مهم دیگر؛ هدف گرفتن مسیرهای رشد سرطان
در سرطانهای گیرنده هورمونی مثبت نیز درمانها به سرعت در حال توسعه هستند. در این بیماران، درمان هورمونی همچنان یکی از پایههای درمان است و داروهای مهارکننده مسیرهای سلولی نیز برای برخی بیماران مورد استفاده قرار میگیرند.
در ژوئیه ۲۰۲۶، FDA داروی gedatolisib با نام Revtorpyk را برای گروه مشخصی از بیماران مبتلا به سرطان سینه پیشرفته HR مثبت و HER2 منفی تأیید کرد؛ گروهی که تومور آنها فاقد جهش PIK3CA است.
در مطالعه منتهی به این تأیید، ترکیب دارو با Ibrance و fulvestrant خطر پیشرفت بیماری یا مرگ را نسبت به fulvestrant بهتنهایی ۷۶ درصد کاهش داد و بقای بدون پیشرفت بیماری میانه ۹.۳ ماه در برابر ۲ ماه گزارش شد. این نمونهای از همان تغییری است که در پزشکی سرطان در حال رخ دادن است: شناخت مسیر مولکولی تومور و انتخاب دارو بر اساس آن.
آیا شیمیدرمانی در حال حذف شدن است؟
با وجود پیشرفتهای چشمگیر درمانهای هدفمند، پاسخ این سؤال «خیر» است. شیمیدرمانی هنوز برای بسیاری از بیماران بخش مهمی از درمان سرطان سینه است.
اما پژوهشها تلاش میکنند مشخص کنند چه بیمارانی واقعاً به شیمیدرمانی نیاز دارند، چه بیمارانی میتوانند درمان کمتهاجمیتری دریافت کنند و چه بیمارانی باید درمان ترکیبی دریافت کنند. به عبارت دیگر، هدف پزشکی جدید الزاماً حذف شیمیدرمانی نیست؛ بلکه استفاده دقیقتر از آن است.
هوش مصنوعی وارد مرحله تازهای میشود
هوش مصنوعی نیز در تحقیقات سرطان سینه در حال گسترش است. کاربرد آن فقط به تشخیص تصویر محدود نمیشود. پژوهشگران در حال بررسی استفاده از هوش مصنوعی برای پیشبینی پاسخ تومور به درمان، تحلیل تصاویر MRI و ماموگرافی، ارزیابی خطر بیماری و حتی پیشبینی پاسخ به داروها هستند.
در یک پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۵، محققان مجموعه دادهای بزرگ از تصاویر MRI سرطان سینه ایجاد کردند و یک مدل مبتنی بر Transformer را برای پیشبینی پاسخ کامل پاتولوژیک به درمان آموزش دادند. این مدل در یک زیرگروه HR مثبت/HER2 منفی عملکرد امیدوارکنندهای نشان داد، اما چنین مدلهایی همچنان نیازمند اعتبارسنجی بیشتر و بررسی در جمعیتهای مختلف هستند.
در پژوهش دیگری در سال ۲۰۲۵، یک مدل هوش مصنوعی بر پایه تصاویر توموسنتز دیجیتال برای پیشبینی خطر ابتلا به سرطان سینه در پنج سال آینده بررسی شد. این مطالعات هنوز به معنای جایگزینی پزشک یا تصویربرداری استاندارد با هوش مصنوعی نیستند؛ بلکه نشاندهنده مسیر پژوهشهای آیندهاند.
آیا آزمایش خون میتواند درمان را دقیقتر کند؟
یکی دیگر از حوزههای مهم تحقیقات، بررسی DNA توموری در گردش خون یا ctDNA است. ایده این است که پس از درمان، بقایای بسیار کوچک DNA مربوط به سلولهای سرطانی در خون شناسایی شود و از این اطلاعات برای ارزیابی خطر عود یا انتخاب شدت درمان استفاده شود.
این حوزه هنوز در حال توسعه است و در همه بیماران سرطان سینه به یک استاندارد درمانی تبدیل نشده است، اما میتواند در آینده به پزشکان کمک کند تا درمان را متناسبتر با خطر واقعی عود تنظیم کنند. پژوهشهای فعلی در سرطانهای مختلف نشان دادهاند که ctDNA میتواند در برخی شرایط اطلاعاتی درباره بیماری باقیمانده در اختیار پزشکان قرار دهد؛ با این حال، کاربرد آن در سرطان سینه همچنان موضوع تحقیقات بالینی است.
جراحی نیز در حال تغییر است
تحولات درمان سرطان سینه تنها به داروها مربوط نمیشود. جراحی نیز به سمت درمانهای کمتهاجمیتر و حفظ بیشتر بافت حرکت کرده است. در بسیاری از بیماران، جراحی حفظ پستان یا lumpectomy میتواند به جای برداشتن کامل پستان انجام شود و در موارد مناسب با پرتودرمانی ادامه پیدا کند. البته انتخاب میان جراحی حفظ پستان و ماستکتومی به ویژگیهای تومور، مرحله بیماری، وضعیت بیمار و ترجیح او بستگی دارد.
پرتودرمانی؛ دقیقتر و شخصیتر
پرتودرمانی نیز همچنان یکی از پایههای درمان است. هدف روشهای جدید، رساندن دوز مؤثر تابش به ناحیه مورد نظر و محافظت بهتر از بافتهای سالم اطراف است.
تعداد جلسات و روش پرتودرمانی نیز میتواند بر اساس ویژگیهای بیماری متفاوت باشد و در برخی بیماران، دورههای کوتاهتر درمان مورد استفاده قرار میگیرد.
مهمترین تغییر؛ درمان بر اساس «نوع سرطان»
شاید مهمترین پیام تحقیقات جدید این باشد که دیگر نمیتوان درباره «درمان سرطان سینه» بدون دانستن نوع و مرحله بیماری صحبت کرد. یک بیمار مبتلا به سرطان HER2 مثبت ممکن است گزینهای متفاوت از بیمار مبتلا به TNBC داشته باشد.
بیمار مبتلا به سرطان گیرنده هورمونی مثبت ممکن است سالها از درمان هورمونی و درمانهای هدفمند بهره ببرد. در بیماری متاستاتیک نیز هدف درمان در بسیاری از موارد کنترل طولانیمدت بیماری، افزایش بقا و حفظ کیفیت زندگی است و مجموعهای از درمانهای هورمونی، هدفمند، شیمیدرمانی و ایمونوتراپی بسته به شرایط بیمار استفاده میشود.
آینده درمان سرطان سینه چگونه خواهد بود؟
اگر روند پژوهشها ادامه پیدا کند، درمان سرطان سینه در آینده احتمالاً بیشتر بر چهار محور استوار خواهد بود: “تشخیص زودتر، شناخت دقیقتر زیستشناسی تومور، درمانهای هدفمندتر و پایش مداوم پاسخ بیمار.”
در این آینده، ممکن است پزشک به جای انتخاب یک درمان صرفاً بر اساس مرحله سرطان، مجموعهای از اطلاعات ژنتیکی، مولکولی، تصویری و بالینی بیمار را در کنار هم قرار دهد و بر اساس آن، درمان را انتخاب کند.
هوش مصنوعی میتواند در تحلیل این حجم از اطلاعات نقش داشته باشد و داروهای ADC، درمانهای هدفمند و ایمونوتراپی نیز میتوانند درمان را دقیقتر کنند. اما این آینده هنوز بهطور کامل نرسیده است. بسیاری از درمانهای جدید تنها برای زیرگروههای خاصی از بیماران تأیید شدهاند و برخی روشهای امیدوارکننده همچنان در مرحله کارآزمایی بالینی قرار دارند.
امید تازه، اما بدون وعدههای غیر واقعی
تحولات سالهای اخیر دلایل قابل توجهی برای امیدواری ایجاد کردهاند؛ از افزایش اثربخشی برخی درمانهای هدفمند گرفته تا پیشرفت در درمان سرطان سهگانه منفی و توسعه ADCها. با این حال، هیچیک از این تحولات به معنای کشف «درمان قطعی همه انواع سرطان سینه» نیست.
سرطان سینه مجموعهای از بیماریهای متفاوت است و پاسخ بیماران نیز با یکدیگر تفاوت دارد. آنچه تغییر کرده، توان پزشکی برای شناخت دقیقتر سرطان و انتخاب درمان متناسبتر است. امروز پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که «چگونه سرطان را درمان کنیم؟»
پرسش دقیقتر این است: “این سرطان مشخصاً چه ویژگیهایی دارد و کدام درمان برای همین بیمار بیشترین احتمال سود را دارد؟”
به نظر میرسد پاسخ به همین پرسش، مسیر آینده درمان سرطان سینه را شکل خواهد داد؛ مسیری که از درمانهای عمومی به سوی پزشکی دقیق، ترکیبی و شخصیسازیشده حرکت میکند.
نکته مهم برای خوانندگان: این گزارش جنبه اطلاعرسانی دارد و جایگزین تشخیص یا توصیه پزشک نیست. درمان سرطان سینه باید بر اساس نوع مولکولی و مرحله بیماری و با نظر تیم تخصصی سرطان انتخاب شود. هیچ دارو یا روش جدیدی نباید بدون تأیید پزشک جایگزین درمان استاندارد شود.