آبتاب: در حالی که دههها توسعه بیرویه چاههای عمیق و پیامدهای تغییر اقلیم، خسارتی جبرانناپذیر به گنجینه ارزشمند قناتهای ایران وارد کرده و شمار زیادی از این میراث کهن را به خشکی کشانده است، کارشناسان بر این باورند که احیای این سازههای هوشمند که بدون نیاز به انرژی و بدون برهم زدن تعادل سفرههای زیرزمینی، آب را در دل کویر جاری میساختند، نه یک انتخاب که یک ضرورت انکارناپذیر برای عبور از بحران فعلی محسوب میشود.
اما آنچه که این مسیر را با پیچیدگی مواجه کرده، صرفاً کمبود اعتبارات نیست؛ بلکه مهمترین مانع، خلأهای قانونی و تداوم حفر چاههای غیرمجازی است که حریم قناتهای باقیمانده را نشانه رفتهاند، بهگونهای که بسیاری از قناتهای فعال امروز نیز در آستانه فرسایش کامل قرار دارند.
در این میان، تجارب موفق احیا در نقاط مختلف کشور نشان داده است که تخصیص بودجههای دولتی هرچند ضروری، اما به تنهایی کافی نیست و رمز اصلی پایداری این سازهها، در «به رسمیت شناختن فرهنگ یاریگری و مشارکت فعال بهرهبرداران و سهامداران» نهفته است، بهطوری که وقتی بستر قانونی برای همکاری میان دولت و مالکان قنوات فراهم شود و نگاه حاکمیتی از یک سازه سنتی به یک راهبرد توسعهای تغییر کند، هزینههای مرمت به شدت کاهش یافته و بازدهی آبی افزایش مییابد.
با این حال، آنچه که زنگ خطر را به صدا درآورده، ادامه روند حفر چاههای عمیق در دشتهای کشور و نبود ردیف بودجه مستقل و شفاف برای مرمت قنوات در برنامههای بالادستی نظیر برنامه هفتم توسعه است که عملاً احیای قناتهای خشکشده را در هالهای از ابهام قرار داده و کارشناسان هشدار میدهند که اگر اصلاح قوانین و ترویج مشارکت مردمی در اولویت قرار نگیرد، بهزودی شاهد از دست رفتن بخش دیگری از این فناوری بینظیر ایرانی خواهیم بود، میراثی که روزگاری نه فقط مایه حیات کشاورزی و آبادی شهرها و روستاها بود، بلکه نماد همبستگی اجتماعی و دانش بومی در دل خشنترین اقلیمهای جهان محسوب میشد و احیای آن امروز بیش از هر زمان دیگری، به یک عزم ملی و نگاهی فرابخشی نیاز دارد تا این رگهای حیاتی کویر بار دیگر به جریان افتند.