آبتاب: دکتر محمد علی صارمی، مرزهای ژن درمانی با سرعتی شتابان در حال گسترش است. براساس دادههای بهروز، اکنون نزدیک به ۳۰ برنامه ژن درمانی و مبتنی بر ویروس، مجوز سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) را دریافت کردهاند که شاخصترین آنها شامل زولگنسما، زینتگلو، هِمجِنیکس و کارویکت میشود.
در سوی دیگر، روند طراحی نسل جدید ناقلهای ویروسی با رویکرد ویرایش ژن مبتنی بر کریسپر (CRISPR) شتاب گرفته است؛ بهگونهای که پژوهشگران در حال توسعه سامانههای «همه در یک» هستند که بتوانند کوتاهترین مسیر را برای اصلاح خطاهای ژنتیکی ایجاد کنند.
همچنین، مقاله مروری دیگری که در ژورنال Molecular Therapy منتشر شده، بر تکنیکهای تنظیم ژن متمرکز است. این پژوهش نشان میدهد که با استفاده از سیستمهای القاشونده و پروموترهای بافتخاص میتوان ژن درمانی را به فرآیندی «هوشمند» تبدیل کرد که فقط در بافت هدف و در زمان مشخص فعال شود و از عوارض خارج از هدف جلوگیری کند.
دستاوردهای بالینی تازه نیز امیدهای گستردهای را به ارمغان آوردهاند. یکی از مهمترین آنها انتشار نتایج فاز ۳ کارآزمایی بینالمللی درمان آتروفی عضلانی نخاعی (SMA) در کودکان بالای دو سال است که در دسامبر ۲۰۲۵ در ژورنال Nature Medicine منتشر شد.
بر این اساس، تزریق تکدوز ژن درمانی به مایع مغزینخاعی ۱۲۶ کودک و نوجوان ۲ تا ۱۸ ساله، توانست در مقایسه با گروه دارونما بهبود معناداری را در شاخصهای حرکتی معتبر ثبت کند و مسیر را برای استفاده از این روش در سنین بالاتر از نوزادی باز کند.
در حوزه اختلالات خونریزیدهنده، کارآزمایی HOPE-B که چهار سال پیش با هدف ژن درمانی هموفیلی بی آغاز شده بود، اینک گزارش چهارساله خود را منتشر کرده است.
دادهها نشان میدهند که در ۲۱ بیماری که پیش از درمان پادتن خنثیکننده علیه ناقل ویروسی داشتند، تزریق ژن درمانی اتزاناکوژن دزاپارووک منجر به افزایش پایدار فاکتور انعقادی IX به میانگین ۳۶ واحد در دسیلیتر و کاهش ۷۴ درصدی خونریزی شد و هیچ نشانهای از آسیب دیرهنگام کبدی دیده نشده است.
این یافته، باور پیشین را که وجود پادتن خنثیکننده مانعی غیرقابل عبور برای ژن درمانی است را رسماً به چالش کشیده است.
در جبهه بیماریهای نادر تکژن، پژوهشها گامهای تعیینکنندهای را پشت سر گذاشتهاند. مقالهای به میزبانی The New England Journal of Medicine در مه ۲۰۲۵، ماجرای نجات یک نوزاد مبتلا به کمبود CPS1 را روایت میکند؛ بیماری که در ۵۰ درصد موارد در دوران نوزادی کشنده است.
این گروه پژوهشی پس از تشخیص بیماری، یک ژن درمانی کاملاً شخصیسازی شده مبتنی بر ویرایش پایه «بیس ادیتینگ» را در عرض چند هفته طراحی کردند و با دو تزریق وریدی در سن هفت و هشت ماهگی، توانستند متابولیسم اوره را تا حد چشمگیری بهبود بخشند و در هفت هفته پیگیری، افزایش تحمل پروتئین رژیمی را بدون عارضه جدی به دست آورند. این نخستین نمونه از درمان «N-of-۱» با روش ویرایش پایه است که نشان میدهد عصر پزشکی «کاملاً شخصی» از راه رسیده است.
فناوری ویرایش پایه، همزمان در چین جهشی بزرگ را تجربه کرده است. در آوریل ۲۰۲۶، ژورنال Nature پژوهشی را منتشر کرد که در آن، از یک ویرایشگر پایه ایرانی (tBE) برای درمان ۵ بیمار مبتلا به تالاسمی وابسته به ترانسفوزیون استفاده شد.
میانگین ۱۶ روزه رهایی از تزریق خون و بازیابی هموگلوبین به محدوده طبیعی پس از یک سال پیگیری، اولین پایههای کلینیکی را برای «بهترین داروی کلاس» از چین پی ریزی کرده و به گفته نویسندگان این مقاله، هماکنون نزدیک به ۲۰ بیمار با نتیجه ۱۰۰ درصد بهبودی درمان شدهاند.
همچنین در همین ماه، ژورنال Blood Advances نتایج کارآزمایی فاز ۱/۲ درمان کمخونی سلول داسیشکل با ناقل لنتیویروسی را منتشر کرد. در این مطالعه، ۴ بیمار بزرگسال پس از بهینهسازی پروتکل، به میانگین نشانهگذاری ژنی متوسط تا ۲ کپی ژن در هر سلول دست یافتند و دو بیمار برای همیشه از تزریق خون بینیاز شدند، هرچند نویسندگان تأکید کردهاند کاستی ناقل نخستین درسهای بزرگی برای طراحی نسل بعد خواهد آموخت.
یک گام بزرگ دیگر، به کارگیری کریسپر برای بیماریهای شایع متابولیک است. در نوامبر ۲۰۲۵، NEJM نتایج فاز ۱ داروی CTX310 را منتشر کرد؛ دارویی که با هدف قرار دادن ژن ANGPTL3 در کبد، به دنبال کاهش کلسترول و تریگلیسیرید در ۱۵ بیمار با دیسلیپیدمی مقاوم به درمان بود.
در بالاترین دوزها، کاهش ۷۹ و ۷۳ درصدی پروتئین هدف به دست آمد و هیچ مسمومیت محدودکننده دوزی رخ نداد.
همزمان، مقاله راهبردی منتشرشده در EBioMedicine اواسط ۲۰۲۵ نشان میدهد که ناقلهای غیرویروسی مانند لیپید نانوذرات (LNP) و GalNAc اکنون به بلوغ صنعتی رسیدهاند و میتوانند هزینهها را به شدت کاهش دهند.
در مجموع بررسی و مطالعه مقالات جدید PubMed نشان میدهند که ژن درمانی نهتنها از قفس بیماریهای نادر به سوی اختلالات شایع متابولیک و قلبی عروقی گام برداشته است، بلکه با ظهور ویرایش پایه و شخصیسازی کامل، مرز «امکان» تا «درمان قطعی» را در حال از میان برداشتن است. چالش باقیمانده، استانداردسازی سریع ایمنی و کاهش هزینههای تولید است تا این دستاوردهای حیرتانگیز به جای مقالات پربازدید، به نسخههایی در دسترس برای همه بیماران تبدیل شوند.