آبتاب: فاطمه مهسا کارآموزیان، تحصیل زنان نه یک امتیاز لوکس، نه یک شعار فمینیستی، بلکه بنیادیترین معادله ریاضی توسعه پایدار در هر کشوری است؛ معادلهای که ثابت میکند هر سال تحصیل یک مادر، مرگ ومیر کودکان را تا ۵۰ درصد کاهش میدهد و هر دهه افزایش در سطح سواد زنان، موجب افزایش تولید ناخالص داخلی تا ۳ درصد می شود.
آموختن برای دختران و زنان، به روایت آمارهای بانک جهانی و یونسکو، نه تنها «مفید» که «سودآور»ترین سرمایهگذاری بشری است؛ بازدهی آن از بورس و بانک هم فراتر میرود، چون اثرش نسل به نسل بیشتر میشود.
وقتی دختری در روستایی دورافتاده سواد خواندن و نوشتن پیدا میکند، نخستین نتیجه آن کاهش ۴۳ درصدی سوءتغذیه در خانوادهی آیندهی اوست، چون زن تحصیلکرده میداند شیر خشک را با آب آلوده رقیق نکند و میوه را جایگزین چیپس کند.
او در بحران کرونا، نه شایعهی ضدواکسن را باور کرد و نه اجازه داد فرزندش از چرخه آموزش بماند.
به قول بان کیمون، دبیرکل اسبق سازمان ملل، «هیچ ابزاری برای توسعه بشری مؤثرتر از توانمندسازی زنان و دختران از راه آموزش نیست.»
در ایران، تحصیل زنان از اوایل دوره قاجار با تأسیس اولین مدارس دخترانه به دست زنانی چون توران الملوک سلطانی (معروف به «مدرسهساز») آغاز شد و در سالهای پس از انقلاب اسلامی، به نقطهای رسید که اکنون بیش از ۶۰ درصد پذیرفتهشدگان کنکور سراسری و بیش از نیمی از دانشجویان مقاطع دکتری را زنان تشکیل میدهند.
این حضور کمنظیر در آسیای غربی، «شگفتی ایرانی» لقب گرفته است. اما چرا این انفجار تحصیلات عالی، هنوز به همان نسبت در مدیریتهای ارشد، کارآفرینی و تصمیمگیریهای کلان دیده نمیشود؟ پاسخ را در تفاوت «تحصیل» و «توانمندسازی اجتماعی» باید جست؛ چون تحصیل بدون امنیت شغلی و نبود موانع فرهنگی، شبیه پروازی با بلیت یکطرفه است.
تحصیل زنان ضامن کاهش کودک همسری است. هرچه مدرک زن بالاتر برود، سن ازدواجش بالاتر میرود و تعداد فرزندان دلخواهش کاهش پیدا میکند. این رابطه معکوس، در مناطق محرومی مثل سیستان و بلوچستان یا کردستان، گویای واقعیت تلخی است: جایی که مدرسه برای دختران در اولویت نیست، کودکهمسری و بارداریهای پرشمار، چرخه فقر را ابدی میکند.
پاندورا، پلتفرم بینالمللی، در گزارش ۲۰۲۳ خود اعلام کرد که هر سال محرومیت از تحصیل برای دختران در آفریقا و خاورمیانه، بیش از ۱۵ میلیارد دلار خسارت اقتصادی تولید میکند؛ پولی که میتوانست جاده، بیمارستان و شغل بسازد.
حتی از بعد امنیت ملی، زن تحصیلکرده بهترین سپر در برابر افراطگرایی، قاچاق انسان و بیسوادی دیجیتال است.
شواهد میدانی از افغانستان پس از طالبان نشان میدهد که جوامعی که زنانشان پشت درهای بسته مدارس ماندند، با بدترین آمار مرگ ومیر مادران (۸۰۰ مرگ به ازای هر ۱۰۰ هزار تولد زنده) و بالاترین نرخ فقر مواجه بودند.
ابزار اصلی مبارزه با این تراژدی، “کتاب و معلم” است، نه “توپ و تانک”.
برای فردا، فرزندان زن تحصیلکرده خودشان هم کتابخوان بار میآیند؛ نوههای او هم به واکسن اعتماد دارند و سرمایهگذاری در مدرسهسازی برای دختران، مثل کاشت درختی است که تا ابد سایه و میوه میدهد.
پس چالش اصلی، فقط ساختن هزاران مدرسه یا استخدام معلم زن نیست، بلکه عوض کردن باور «تحصیل دختر، هدررفت سرمایه» است.
در بسیاری از فرهنگهای سنتی، هنوز این باور مخرب وجود دارد که «تحصیل زن رنگ باختهی جهیزیهی اوست». باید با اقتصاد رفتاری اثبات کرد که هر ریال هزینهشده برای تحصیل یک دختر، تا آخر عمر او با نرخ بهرهی ۲۰ درصد بازمیگردد: در تصمیمات خرید خانواده، در تربیت فرزندان، در کاهش خشونت خانگی (چون زن باسواد حداقل حقوق خود را میشناسد) و حتی در کاهش تصادفات جادهای، چون او به تابلوهای راهنمایی توجه دارد.
وقتی نوبت به بحران آب و هوا میرسد، خانوادههای با مادران تحصیلکرده، مصرف آب و انرژی را بهینهتر مدیریت میکنند.
اگر دولتمردان به دنبال توسعه هستند، بهترین محل سرمایهگذاری، تحصیل زنان است: از سواد دیجیتال و آموزش حقوق مدنی تا مهارتهای فنی و حرفهای.
در روزگار انقلاب صنعتی چهارم، نمیتوان نیمی از هوش بالقوه جامعه را به بهانه «نقش سنتی» کنار گذاشت؛ این هم ظلم به زنان و هم جنایت علیه آینده است.
تحصیل زنان، اگر به شکوفایی فردی و برابری اجتماعی ختم شود، خانواده را از سلطه ناآگاهی نجات میدهد و جامعه را به سمت صلح، سلامت و رفاه سوق میدهد.
زن درسخوان، فقط مدرک نمیگیرد؛ «عاملیت» میگیرد؛ یعنی توانایی تغییر جهان پیرامونش با قدرت انتخاب، استدلال و خلق فرصت. او از یک «نسلِ در حالِ تغذیه» به «نسلِ در حالِ رشدِ جهان» تبدیل میشود.
در سرزمین شعر و تمدن ایرانی، شاعری چون پروین اعتصامی با تحصیلات عالی قرنها ماند.
امروز میلیونها دختر ایرانی در کلاسهای فیزیک، پزشکی و نانوتکنولوژی ثابت کردهاند که سقف شیشهای جهل را نه با سنگ، که با کتاب میشکنند.
سرمایهگذاری روی تحصیل زنان، امنترین، ارزانترین و پربازدهترین عامل کاهش فقر و نابرابری در جوامع مختلف است.