آبتاب: رخشنده اعتصامی، معروف به پروین اعتصامی، نامی فراتر از یک شاعر است؛ او نماد زنی دانشور، ظلمستیز و متعهد است که شعر را نه برای کامروایی دل، که برای دلداری خلق برگزید.
او در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز متولد شد و چندی بعد خانوادهاش به تهران کوچید. پروین، بانویی که پدرش شاعر و مترجم بود و نخستین چاپخانه را در تبریز دایر کرد.
از همان کودکی در فضای علم و ادب رشد کرد. او نزد پدر و استادانی همچون علیاکبر دهخدا و محمدتقی بهار رهسپار شد و زبانهای فارسی، عربی و انگلیسی را بیاموخت.
این تربیت درخشان، آیینه تمامنمای اندیشههای بلندی است که شعر او را از ورطه روزمرگی به آسمان حکمت رهنمون کرد.
پروین در شعر شیوهی منحصربهفردی را بنیان نهاد: سبک مناظره. او با زبانی ساده و بیانی شیوا، جان را در کالبد اشیاء و گیاهان میدمید و میان آنها گفتوگو برپا میکرد تا حقایق اخلاقی را عریان و گویا سازد.
این سبک، تبلور گفتوگوهای سقراطی در قالب غزل و مثنوی ایرانی است؛ جایی که گوهر و سنگ، عدس و ماش، گل و بلبل یا امید و نومیدی پای بر جای یکدیگر میگذارند و تعارض مفاهیم عمیق انسانی را به تماشا میگذارند.
پدر، که خود از مهمترین ارکان زندگی هنریاش بود، نهتنها در شعر، بلکه در کارزار زندگی نیز راهبرش بود و مضامین شعر پروین، آینه وفاداری عمیق او نسبت به آموزههای پدری و ظلمستیزی، مبارزه با ریا و همدردی با محرومان و ستمدیدگان است.
یکی از بلندآوازهترین نمونههای مناظرههایش در مایه نکوهش عیبجویان چنین سروده است: «سیب، یک روز طعنه زد به پیاز / که تو مسکین چقدر بدبویی / گفت: از عیب خویش بیخبری / زان ره از خلق، عیب میجویی». این شعر، گنجینهای کوچک اما پرمایه از اندرز و پند است.
آثار برجای مانده از پروین را در قالب «مثنویات، تمثیلات و مقطعات» میشناسیم. او در قطعات خود، گاه به نیایش و مناجات میپردازد و گاه به شکوه از روزگار.
اوج هنرنمایی او در تمثیلهایی چون «گل و بلبل» و «رنجبر» است. در شعر «رنجبر» که در رثای کارگر بینوا سروده شده است، فریاد اعتراض او را بیپرده میشنویم: «تا به کی جان کندن اندر آفتاب؟ ای رنجبر! / ریختن از بهر نان از چهره آب، ای رنجبر!».
این سرودهها، تصویری از مردمی را ترسیم میکند که در مقابل ظلم و بهرهکشی سر خم کردهاند و پروین، با قلمی مهرآمیز اما تیز، پرده از چهره زشت استثمار برمیدارد. او همچنین در جایجای اشعارش به پاسداشت مقام علم و دانش توصیه میکند و میگوید: «نگردد پخته کس با فکر خامی / نپوید راه هستی را به گامی / تر توش هنر میباید اندوخت / حدیث زندگی میباید آموخت».
در دیگر سو، در اشعاری چون «در دست بانویی به نخی گفت سوزنی» صبر و درنگ را با زبانی لطیف و زنانگی خاص توصیه میکند و نقش عناصر کوچک و حقیر را در کنار هم میستاید.
متاسفانه حیات این شاعر بزرگ بسیار کوتاه بود. پروین در ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران و در سن ۳۴ یا ۳۵ سالگی بر اثر بیماری حصبه چشم از جهان فروبست.
پیکرش در قم و در کنار آرامگاه پدرش، در حرم حضرت فاطمه معصومه (س) به خاک سپرده شد. دیوان اشعار او که شامل حدود ۶۰۰۰ بیت است، حاصل عمری کوتاه اما با برکت بود و اکنون به عنوان یکی از ذخایر ارزشمند ادب پارسی در گوشه و کنار جهان تدریس میشود.
پروین اعتصامی مهارت کمیاب زنانه را با صلابت فکری مردانه درآمیخت و «مشهورترین شاعر زن ایران» لقب گرفت. اگرچه برخی از متعصبان عصر او، شعر سرودن را برای زنان ننگ میپنداشتند، پروین با قلمی شیوا و ماندگار ثابت کرد که شاعر حقیقی، نه با جنسیت، که با نگاه بلند و قلب مهربانش شناخته میشود.
او از قرن چهاردهم عبور کرد و در آستانه قرن پانزدهم نیز با ما سخن میگوید؛ چرا که اندرزهایش تازه و حقیقت جوییهایش همیشگی است.