آبتاب– آرام، دختری است که آغاز زندگیاش را در دل کوههای البرز رقم زد؛ جایی که رود خروشان، نخستین لالاییهای طبیعت را برایش زمزمه میکرد و برفهای روز تولدش، بوم سپیدی بر پهنهی رشتهکوهها گسترانده بودند. تولد او با جشن طبیعت همراه شد؛ سفیدترین برف، روشنترین آفتاب و زمزمهی بیپایان رودخانه، آغازی بود بر زندگی کودکی که سرنوشتش با هنر و فرهنگ گره خورده است.

آرام بحرانی، مجموعه دار کوچک
زندگی آرام در کنار پدری هنردوست و مجموعهدار برجسته، محمدرضا بحرانی، و مادری صبور و مهرآفرین، سپیده صبری دشتی، از همان ابتدا با عشق، آزادی و تجربه درآمیخت. آزادیهایی که برایش فراهم شده، به او امکان میدهد جهان را با شور بیازماید و در مسیر رشد، طعم تازهی هر تجربه را بچشد.

اثر نقاشی بنام مست
مجموعهای ارزشمند و بیمانند
امروز آرام تنها یک کودک نیست؛ او کوچکترین اما بزرگترین مجموعهدار هنر اکسپرسیونیسم انتزاعی در ایران و جهان است. مجموعهی او شامل ۱۳۰ تابلو از شاهکارهای فریدالله ادیبآیین است؛ تابلوهایی سترگ که هر کدام روایتگر فلسفهای در باب رنگ، حرکت و معنا هستند.
این آثار نه صرفاً دارایی مادی با ارزش دهها میلیارد تومان، بلکه میراثی زنده و فرهنگی هستند که نسلها را به هم پیوند میدهند. از جمله آثار شاخص این مجموعه میتوان به تابلوهای مست، کرانه رویا و سمفونی رنگها اشاره کرد؛ آثاری که هر یک همچون قطعهای موسیقایی، جهانی تازه را پیش چشم بیننده میگشایند.

اثر نقاشی بنام سمفونی رنگها
آرام؛ روایتی از پیوند طبیعت و فرهنگ
هر تابلو در این مجموعه بخشی از داستان زندگی آرام است؛ داستان کودکی که با صدای رود، سپیدی برف و رنگهای بیپایان آغاز شد و امروز با گامهای کوچک اما پرقدرتش، میراثی بزرگ در عرصه هنر معاصر ایران را بر دوش میکشد. آرام، با وجود خردسالی، نماد تداوم فرهنگی است؛ پلی میان گذشته و آینده، میان ادیبآیین و آیندگان.

اثر نقاشی بنام کرانه های رویا
نتیجهگیری
آرام بحرانی را باید مجموعهدار معنا نامید؛ دختری که زندگیاش با طبیعت آغاز شد و اکنون در دل خود گنجینهای دارد که نهتنها جایگاه ایران، بلکه جایگاه جهان هنر انتزاعی را دگرگون میکند. او نشانهای است از اینکه فرهنگ و هنر جاودانهاند و حتی در دستهای کوچک یک کودک، میتوانند آیندهای روشن و بیپایان بسازند.