آبتاب– الهه مهرنیا- نیک هارکاوی، نویسنده، درباره خاطرات اولیه مطالعه و تأثیر کتابها بر زندگی و حرفه خود با گاردین صحبت کرده است. او اولین بار در هفت سالگی «ارباب حلقهها» اثر جی.آر.آر. تالکین را خواند و تصور میکرد ریوندل بر اساس خانه او در کرنوال غربی ساخته شده است.
کتاب مورد علاقه او در کودکی، مجموعه «خانواده موومین» اثر توو یانسون بود که به گفته هارکاوی، هم کامل و هم گاهی ترسناک است. با این حال، کتابی که در نوجوانی بیشترین تأثیر را بر او گذاشت، «توقعات بزرگ» اثر چارلز دیکنز بود. او میگوید: «من از آن متنفر بودم و نزدیک بود که دیگر هرگز کتاب نخوانم. همه میگفتند شاهکار است و من نمیفهمیدم چرا مدرسه کتابی درباره کودکی منزوی را برای نوجوانان انتخاب کرده است.»
هارکاوی میگوید نویسندهای که نگاه او به کتابها را تغییر داد، تن توان انگ با رمان «باغ مه عصر» بود. این کتاب به او نشان داد که داستانهای درباره موضوعات دشوار هم میتوانند الهامبخش و فراگیر باشند.
کتابی که باعث شد او بخواهد نویسنده شود، «قتل با کیفیت» اثر جان لو کاره است. پدرش نسخهای چرمی از این کتاب را به او داد و بوی صفحات و زیبایی آن باعث شد جادوی کلمات را باور کند. همچنین آثار دیوید میچل، مایکل چابون، ژانت وینترسون، آنی کارسون و کولسون وایتهد نیز الهامبخش او بودهاند.
هارکاوی بار دیگر «توقعات بزرگ» را خوانده و میگوید کتاب واقعاً شاهکار است، اما نباید به نوجوانان تحمیل شود. او همچنین «سگ باسکرویل» اثر آرتور کانن دویل را به یاد میآورد که در کودکی از آن وحشت میکرده و بعدها با دیدی متفاوت آن را دوباره خوانده است.
از دیگر کتابهای مهم در زندگی او میتوان به سری «تاریکی در حال افزایش» اثر سوزان کوپر، سهگانه هارپست پاتریشیا مککیلیپ و آثار ویلیام گیبسون اشاره کرد. در بزرگسالی، او با «لابیرنتها» اثر خورخه لوئیس بورخس آشنا شد و اکنون مشغول خواندن کتاب «بازلیسک» اثر مت ویکسی و کتاب جدید کودکان «آماری و عجایب شنیع» اثر بیبی آلسون است.
هارکاوی همچنین به کتاب «اسپوک کانتری» اثر ویلیام گیبسون به عنوان کتاب آرامشبخش و دلخواه خود اشاره میکند و از نسخه صوتی آن با صدای رابرتسون دین تمجید میکند.