آبتاب– مهرنوش علی مددی (منتقد و پژوهشگر هنرهای تجسمی)، در دوران قاجار کسب توانمندیهای آموزشی توسط زنان، متعلق به درباریان و طبقهی تحصیلکردهی جامعه بود. علاوه بر این اگر ذوق و علاقهای هم به هنر در میان بود، توسط زنانِ همین قشر پیگیری میشد و یا حداقل به گواه تاریخ و نامهایی که از زنان هنرمند باقیمانده نشان از همین موقعیت اجتماعی و طبقاتی دارد. در بین زنان قاجار توجه به یادگیریِ هنر خوشنویسی بیش از نقاشی و تصویرگری است.
شاید به دو دلیل مهم یعنی خطاطی و کتابت قرآن و مکتوب کردن خاطرات و نامهنگاری، اهمیت این شاخهی هنری نسبت به نقاشی را بتوان فهمید. البته دستور شریعت اسلام برای ممنوعیت صورتگری را نباید نسبت به این انتخاب از نظر دور نگه داشت. در منابع آمده مُلافضه از زمره زنان خوشنویسی بوده که از راه استنساخ کتاب و نسخهپردازی و کتابت کتب دینی امورات زندگیاش را میگذرانده است.
به هر رو “در میان مشاهیر زنان در این عصر از نظر تعداد، خوشنویسان بعد از شاعران قرار دارند. تذکرهها از حدود سیوشش نفر در این عرصه نام بردهاند که تعدادی چون مهدعلیا (مادر ناصرالدینشاه)، فخرالملوک (بیگم جان خانم)، فخرالدوله ( ماهرخسار)، فخرالدوله (بینشان)، ضیاءالسلطنه و هما به هنر نقاشی نیز آراسته بودند.”* تسلط این زنان بیشتر به خط نسخ، شکسته، نستعلیق و شکسته نستعلیق بود.
برخی از این زنان به غیر از خوشنویسی به شاخههای ديگری نیز روی آورده بودند و آثاری هرچند اندک نیز از آنها به یادگار مانده است. برای مثال از مهدعلیا به عنوان زنی نقاش یاد شده، فخرالدوله نیز به سرودن شعر هم مشغولیت داشته است. همانطور که قبلن هم گفته شد اغلب این زنان اگر معلم مَردی هم داشتند، پدر و یا برادر ایشان بود که توسط او میتوانستد به آموزههایی از این شاخههای هنری دست پیدا کنند. برای نمونه سلطان خواهر ضیاءالسلطنه خوشنویسی را از برادرش محمودمیرزا یاد گرفته است.
بسیاری از خطاطیِ قرآنها توسط این زنان به نام شاه وقت نوشته میشد. در کنار این تعدادی کتابهای ادعیه و زیارتها هم توسط زنان خوشنویسی میشد. جالب است که در منابع از این زنان چون زبدگان زمانه، استاد چیرهدست و توانای خط و خوشنویسی و یا عنوان مختصر خوشنویس نام برده شده، ولی امروز از آثار ایشان شاید فقط یک نسخه باقی مانده باشد…
منبع: بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر قاجار، نوشتهی بنفشه حجازی، تهران، نشر قصیدهسرا.