آبتاب– مریم بهادری، (معرفی کتاب “بازگشت” به قلم نوشین معینیکرمانشاهی)، بازگشت که اولین داستان و مهمترین بخش از این مجموعه داستان است؛ شرحِ دست و پنجه نرم کردن نویسندهی کتاب با سرطان پستان است. نویسنده در این داستان کوشیده است با بهرهگیری از عناصر خیال و بازگشت به خاطراتِ خوش گذشته، شرح ابتلا به بیماری و روندِ درمانش را برای خواننده دلپذیر و برای خودش قابل تحمل کند.
او از لحظه مواجهه با خبر ابتلا به سرطان پستان و طیِ دورهی شیمی درمانی طاقت فرسا تا دیدار دوستان و آشنایان و برخورد خانواده و به خصوص دو دخترش با بیماریای که ناغافل به سراغش آمده، همه را نوشته است و در این داستان کوشیده است با به یاد آوردنِ خاطرات قدیمی که رنگ و بوی نوشتههای داستاننویسِ معروفِ این سبک، گلی ترقی را میدهد؛ برای خواننده تصاویر خوبی خلق کند.
نوشین معینیکرمانشاهی با روایت ساده از یک قسمت مهم از زندگیاش که تا به حال کمتر زنانی پیدا شدهاند که شرح رنج و مبارزه خود را با سرطان بنویسند، تلاش کرده است همان بُرشهایی از صحنه زندگی را بنویسد که خیلی از ما شاید به دنبال محو و پاک کردن آنها از حافظهمان هستیم. صحنههای مواجهه با درد، رنج و بیماری!
از متن کتاب:
«روی صندلی مینشینم و به دخترم میگویم: نترس گلی جان، از ته بزن. طرههای گیسویم را میبینم که مثل برگهای پاییزی، از درختی لرزان به زمین میافتند. دستهای دخترم یخ کردهاند. سرمایی نابهنگام سرتاپای وجودم را فرا میگیرد. سعی بیهوده دخترم را در کنترل لرزش دستش احساس میکنم. میدانم که او چند دقیقه دیگر در اتاقی دربسته گریه خواهد کرد. به سوی آینه میروم. سرم کاملا طاس شده و رنگم به شدت سفید. توی دلم صدای شکستن چیزی را میشنوم. پیش از آن که دخترم حرفی بزند میگویم: خیلی هم بد نیست…»