نویسنده: آیتالله دکتر سيدمصطفی محقق داماد
در جهل مقدس، شخص جاهل در جهل میسوزد، ولی برای خدا میسوزد. گاهی اوقات جهل كه لباس تقدس میپوشد، يک ملت را در تاريكی و جهنم ابدی فرو میبرد.
مهمترين و يا لااقل يكی از اَهمّ آفتهای اجتماعی نهتنها در منطقهی اسلامی، بلكه شايد بتوان گفت در سراسر جهان که جوامع دينی از آن رنج میبرند، جهل مقدس است «جهل مقدس جهلی است كه بُعد قدسی دارد». در چنين جهلی، شخص جاهل در جهل میسوزد، ولی برای خدا میسوزد. گرسنگی، فقر، فلاكت، بيماری، جنگ و دشمنی، جنايت، آدمكشی، ايذا و آزار به همنوع، همه را به قصد قربت تحمل میكند و جالب اين است كه از هرگونه روشنگری هم میهراسد، آن هم برای خدا!
در جهل قدسی، شخص جاهل با نهادی همراه میشود به نام «اعتقاد»؛ یعنی براي چنين انسانی اعتقاد به جای تفكر مینشيند. اعتقاد از ريشه «عقد» یعنی بستن است. شخصی كه به امری معتقد میشود فكرش را گـره زده و معتقداتش را خط قرمز خويش میسازد. كسانی كه به جهل مقدس گرفتار میشوند، جاهلانه برای خويشتن، خدا میسازند، خدايی كه ناخودآگاه مجموعهای از خواستههای خود آنان است. جهل مقدس همـراه با اعتقادهاي دينی است؛ ولی دينی كه نه براساس تعقل، بلكه براساس هواهای نفسانی، انسان معتقد میشود و بالاترين جنايت را ممكن است مرتكب شـــود در حاليكه خيال میكند براي خداست و متقرب الیالله میشود.
يكي از آفات اجتماعی كه من مايلم آن را فاجعه تأسف بار برای جوامع دينی امروز بنامم، جهل مقدس است؛ جهلی كه قهرمانانش دست به مهمترين جنايات میزنند، به خيال آنكه كاری كه میکنند مورد خواست خداست و آنان برای خدا تلاش میکنند. در يونان باستان، جنگ ميان خدايان بود و در ادوار بعد در قالب جنگ اديان شكل گرفت. در تاريخ اسلام جنايات و خونريزیهايی كه به بار آمد، عموماً معلول همين نوع جهل است. امروز در جامعه ايران نيز جهل مقدس گاه منشأ فاجعه میشود، كه به ذكر يک نمونه بسنده میکنیم. در دادنامهی ۱۷۲ ۱۶/۲/۱۳۸۲ پروندهی كلاسـهی ۱۱۳۱-۸۱-۹ دادگاه عمومی كرمان، از قول متهمين قتلهای محفلی كرمان مكرراً اين مطلب آمده است كه در مورد برخی مقتولين با تسبيح استخاره گرفتيم و چون عدد۶ آمد و عدد۶ به معنای لزوم تعجيل در عمل است، تصميم گرفتيم كه او را بكشيم و كشتيم! گاهی اوقات جهل كه لباس تقدس میپوشد، يک ملت را در تاريكی و جهنم ابدی فرو میبرد.