آبتاب– ويل دورانت، يكي از معروف ترين فيلسوفان معاصر، نويسنده كتاب گرانقدر تاريخ تمدن، برنده جايزه پوليتزر و مدال آزادي است. انگيزه نوشتن كتاب (درباره معني زندگي) به دنبال سوال شخصي كه از او خواسته بود دليلي براي رد خودكشي بياورد، ايجاد شد. دورانت نامهاي به بيش از يكصد شخصيت معروف نوشت و نظر هر يك از آنها را درباره معني زندگي جويا شد. كتاب (درباره معني زندگي) حاصل پاسخهاي آن افراد به همراه نظر شخص دورانت است كه با نثري شيوا، خواننده را جذب و با مفهوم و معناي زندگي آشنا ميكند.
ماندانا قدیانی مترجم کتاب درباره معنی رندگی، طی گفتگویی به خبرنگار آبتاب گفت که این کتاب اثر ویل دورانت است و توسط انتشارات عطر کاج در ۱۴۴ صفحه به چاپ رسیده است.
قدیانی در ادامه گفت که ویلیام جیمز دورانت، فیلسوف، تاریخ نگار و نویسندهٔ آمریکایی بود. مهم ترین اثر او تاریخ تمدن، مجموعه کتابی ۱۱ جلدی است که با همکاری آریل دورانت، همسرش نوشته است. وی در این کتاب توانسته است با استفاده از آثار مورخان دیگر (از هرودوت تا آرنولد توین بی)، که از ابتدای تاریخ مکتوب بشر تا کنون زیسته اند، مکتب نوینی از تاریخ نگاری را به وجود آورد. برخلاف دیگر تاریخ نگاران، که تنها تمرکزشان بر روی وقایع تاریخی و سیر تمدن بشری بود، وی در اثر خود به عوامل تمدن ساز در طول تاریخ نیز توجه می کند. در این باره نقل قولی دارد که چنین است: «تمدن رودی است با دو ساحل»∗. این نقل قول به طور ضمنی به این مسئله اشاره دارد که تاریخ نگاران اغلب نهایت توجه و دقت خود را صرف رودخانهٔ در جریان تاریخ نموده اند که معمولاً پرآشوب و پرهیاهوست و اجازهٔ برداشت ها و تفاسیر صحیح را نمی دهد. در مقابل، او دیدگاه دیگری را مطرح می کند که در آن حواشی تاریخ و تمدن (ساحل ها) می توانند به اندازهٔ خود متن تاریخ مهم باشند. به نظر او، همهٔ مردمانی که در طول تاریخ خانه و مجسمه ساختند و شعر سراییده اند هم در شکل گیری تمدن نقش داشتند. ویل دورانت در کتاب درس هایی از تاریخ، که در سال های آخر زندگی خود نوشت، می گوید که تاریخ ملت ها را باید با توجه به پدیده های علمی جدید نوشت. این کتاب دلسوزانه و در عین حال کاملاً واقع بینانه نگاشته شده است و به شما کمک میکند تا از دریچهی نگاه افراد گوناگون از فیلسوفان و نویسندگان بزرگ گرفته تا یک زندانی به مسئلهی زندگی و معنای آن نگاه کنید.
خلاصه داستان:
داستان چنین است؛ ویل دورانت در زمان حیات خود یکی از شناخته شده ترین نویسندگان و مورخان بود؛ روزی مردی شیک پوش نزد او آمد و گفت: «من قصد خودکشی دارم و دلیلی برای ادامهی زندگی نمیبینم. شما که فیلسوف هستید دلیل ارزشمندی برایم بیاورید تا این کار را انجام ندهم.» دورانت کمی تعجب کرد اما با صحبتهای خود به دنبال راهی بود تا مرد را از کار خود منصرف کند و به او دلیلی برای زندگی بدهد اما هیچکدام از صحبتهای دورانت نتوانست این مرد را برای ادامهی حیات قانع کند. سرانجام این نویسندهی بزرگ تصمیم گرفت کمی دربارهی خودکشی تحقیق کند و نتایج به دست آمده او را به تفکر واداشت و برای او نیز این سؤال پیش آمد: «معنی زندگی چیست؟»
قسمتی از متن کتاب:
باز هم غذا، و نحوۀ استفادۀ بدن از آن. برای مثال، دو سال قبل مدتی را در نیویورک و اطراف آن، بیشتر با گوشت و آب زندگی میکردم. در طول آن زمان به طور قابل ملاحظهای خوشبینتر بودم، و مشتاقانه انتظار روز بعد و سال بعد را میکشیدم و نسبت به زمانی که فقط از غذاهای مخلوط معمولی استفاده میکردم میل و رغبت بیشتری داشتم و سرحالتر بودم. دیگر منابع الهام، هوا و خواب خوب است. ولی شما چون فیلسوف هستید شاید بخواهید روی الهامات معنوی تأکید کنید. چنین چیزهایی وجود دارد. الهام اصلی من، این احساس است که اگر اصولاً چیزی ارزشمند وجود داشته باشد باید افزایش و انتشار معرفت باشد. روشن نیست که کسب علم و معرفت از دانشگاهها و مکملهای (کلیسایی) یکشنبه، بیشتر از من گرفته یا به من داده است. اگر هیچکس معنی زندگی را پیدا نکرده، هیچکس هم ثابت نکرده که زندگی معنایی ندارد. آنچه احتمالاً بیمعنی است این سؤال است که آیا زندگی معنی دارد. «ویلهیارمور استفانسون»