آبتاب– رسول اسدزاده- زندگی در اینجا شبیه به سیگار کشیدن با لوله خودکار بیک است، دودی درکار نیست ولی تو پُک عمیقتری میزنی…. سیگار کشیدن با لوله خودکار بیک هم چیزی شبیه به سکس چت است! تو خالی میشود و بلافاصله پر از خالی… ای تانتالوسِ غمگین.
حسین اینها را سال دوم دانشگاه در حاشیه کتاب فیزیک هالیدی برای من به یادگار نوشته است. یکی از اساطیر یونان است و مانند باقی اساطیرِ ایلیاد و اودیسه که سه هزار سال پیش خلق شدهاند به طرز هنرمندانهای حالات، آلام و روحیات بشر را توصیف میکند. در توضیح شخصیت او این طور آوردهاند که تانتالوس پس از جسارت به ساحتِ خدایان به یک عذاب ابدی محکوم شد. عذابی عجیب که مصداق آن را در تمام نسلهای انسان میشود یافت. تانتالوس را درون آب اسیر کردند ولی هر بار که تشنه میشد رودخانه میخشکید. در نزدیکی او درختانی پربار با میوههای درشت پروراندند ولی هر بار که گرسنه میشد شاخه درختان از دسترس او دور میشدند. او تا ابد به همین صورت بود که با وجود آن همه نعمت، آب گوارا و میوههای زیبا و جذاب همیشه با گلوی خشک و تشنه باید گرسنگی را تحمل میکرد. امروز تطبیق عجیب آن را با زندگی امروزی میلیونها آدم متوجه شدم. در زمانهای زندگی میکنیم که آگاهی از کیفیت زندگی مردم جهان ما را درون آب قرار داده، رسانهها دنیا را برای ما مانند شاخه درختان پربار نشان میدهند. با اینترنت سواحل کشورهای همسایه را سیر و سیاحت میکنیم. شادیهای جمعی، کنسرتها و خوش گذرانیها را میبینیم، تصاویرِ اختیار و آزادی برای جورِ دیگر زیستن را در همسایگی خودمان میبینیم در حالی که درون آب اسیریم، کنار درختان پر از میوه گرفتاریم، بهرهمندی دهکهای بالای جامعه، برجهای زیبای شمال تهران، اتومبیلهای گران و زندگیهای لوکس را میبینیم و دستمان به هیچ کدام نمیرسد. در کنار این عذابِ تانتالوس، اَمربَر بودن برای آدمهایی که خوشایندمان نیستند به اَدبار میافزاید.
حسین با صدای احمد شاملو میگوید: آری برادر زیستن در این بِلاد شبیه پُک عمیق به لوله خودکار بیک است. تقّلا برای زندگی نرمال روی این خاک مثل دور باطلِ تانتالوس است درونِ سرزمینِ هادِس، درحالی که تو خاکسترِ سیگارِ خیالیات را میتکانی سکس چت تمام میشود. و کسی بالای سنگ قبرت می خوانَد انّا للِه و انا الیه راجعون…
میگویم تو که همه اینها را میدانستی چرا از اینجا مهاجرت نکردی؟ حسین میگوید چون دوستش دارم و من زبانم بند میآید…