آبتاب– «ایران مملو از نعمات خداداد است، چیزی که همه این نعمات را باطل گذاشته نبودن قانون است. هیچکس در ایران مالک هیچ چیز نیست، زیرا که قانون نیست. حاکم تعیین می کنیم بدون قانون، سرتیپ معزول می کنیم بدون قانون، حقوق دولت را می فروشیم بدون قانون، خزانه می بخشیم بدون قانون، بندگان خدا را حبس می کنیم بدون قانون، شکم پاره می کنیم بدون قانون. در هند، پاریس، در تفلیس، در مصر، در اسلامبول، حتی در میان ترکمن هر کسی می داند که حقوق و وظایف او چیست. در ایران احدی نیست که بداند تقصیر چیست و خدمت کدام.
فلان مجتهد را به چه قانون اخراج کردند؟
مواجب فلان سرتیپ را به چه قانون قطع نمودند؟
فلان به کدام قانون معزول شد؟
فلان سفیه به چه قانون خلعت پوشید؟
هیچ امیر و هیچ شاهزاده ای نیست که از شرط زندگی خود به قدر غلامان سفرای خارجه اطمینان داشته باشد. حتی برادران و پسرهای پادشاه نمی دانند فردا صبح به عراق منتقل خواهند شد یا به مملکت روس فرار خواهند کرد … »