نویسنده: دکتر رزیتا خسروی- جامعه شناس
از روزهای تلخ کرونا و کرونالیزه شدنمان ماه هاست که میگذرد. از طعم گس اخبار مرگومیر مردمان جهان که دیگر برایمان جذابیتی ندارد تا دیدن پرستاران و پزشکانی که دیگر نه کلیپ رقصی میگذارند، و نه عکسِ صورتهای زخمی از ماسکهایشان را برای دریافت حس ترحم جمعی و خواهش برای رعایت شعار «stay home»!
ماه ها گذشته، و انگار عادتوارگی در این نوعش هم برای بشر قابل لمس شد. پیشتر رسانهها و شبکههای خبری و مجازی هم پرشورتر خبرها را تیتر میکردند و از گوشه و کنارِ جهان مُردنها و تلخکامیهای کووید۱۹ را به رُخِمان میکشیدند که شاید کمی بترسیم و رعایت کنیم و امروز انگار دلمان برای همان دورۀ آشوب و ترس و امید بیشتر تنگ شده، تا این دورانِ بیتفاوتی و جوزدگیِ قیمت سکه و دلار و شاخص بورس حتی کودکانمان هم درگیر کرونا شدند و ما انگار نه انگار. نه میترسیم، نه حتی مضطرب میشویم!
یک زمانی دعوای بین علوم طبیعی و علوم انسانی برایمان قابلفهم نبود. اینکه کدام مهمتر است؟ اما اکنون علوم طبیعی و دقیقه ثابت کردند که شاید در پدیدههای اجتماعی و پیشبینیهای علمی، حقبهجانبترند. ماه ها گذشته است و حرفشان همان حرف روز اول است: «ویروسی مرگبار و غیر قابلدرمان و امید به دستیابی درمان در دراز مدت». اما در حوزۀ علوم انسانی براستی کدام رفتار اجتماعی را توانستیم کنترل کنیم! روانشناسان و جامعهشناسانِ دنیا نتوانستند حتی یک نسخۀ واحد برای رفتار جمعی انسانها در بحران کرونا داشته باشند و مردم، نجیبانه در صف مرگ ایستادهاند و ما هنوز نتوانستهایم الفبای سادۀ سلامتی را برایشان باز گوییم و رفتارهایشان را تغییر دهیم!
کرونا عضو جدید خانوادۀ ترسهایمان شده؛ ولی چرا مردم نمیترسند؟! فاصله گذاری اجتماعی را دولتها هوار میکشند و برنامهریزی میکنند، ولی در عمل ناموفق ماندهاند! ماسک و دستکش از نان شبِ مردمان واجبتر است، اما چرا تشخیص این واجب برای مردمان سخت شده است. امروز درست در نقطۀ آغاز قرار داریم؛ با وسعتی بیشتر و مرگ و میری بالاتر و خوفی عظیمتر! امروز نفس کشیدن زیر ماسکهای سفیدِ ساده، حکم زنده ماندنهای تضمینی را دارد؛ اما چرا حتی این ممکن را هم انجام نمیدهیم! ماه های آینده چه خواهد شد! چه باید کرد! لطفاً برای زنده ماندنهای تضمینی، «زیر ماسکهای سفید نفس بکشید.»!