آبتاب– حمیرا رنجبر عمرانی- جامعه قاجاری اجتماعی بسيار ابتدايی بود كه با شيوه های قديمی اداره می شد و بسياری از نهادهای اجتماعی در آن شكل نگرفته بود. اوقات فراغت و سرگرمی كه حتی در جوامع پيشرفته در درجه دوم اهميت قرار دارند. در جامعه ابتدايی قاجار جايگاه خاصی نداشت و در فرآيند تعاملات اجتماعی، از درون سنت ها و آيين های ملی و مذهبی شكل می گرفت. در نخستين نگاه به زندگی زنان در دوره قاجار برداشت اغلب افراد بر انزوا و خانه نشينی آنان استوار است، در حالی كه مطالعه عميق تر، اين فرضيه را باطل می كند. به گفته ليدی شل «با آن كه پنهان بودن آنها در ورای حجاب و پوشيدگی كاملشان يک حقيقت انكار ناپذير است، ولی مطرود بودن زنها حقيقت ندارد.» (شل، ص173) اگرچه زنان در جامعه قاجاری از حقوق مدنی و شهروندی اندكی برخوردار بودند، اما با هوشمندی ذاتی خود ديوارهای بلند اندرونی را پشت سر گذاشته بودند. آنها از يک طرف وظايف روزمره خود را انجام می دادند و از طرف ديگر از درون همان روزمرگی ها اوقات مفرحی را بوجود می آوردند. آنها در حياط خانه و در سايه درختان، وسايل پذيرايی مانند چای و شيرينی و قليان را در كنار حوض خانه تدارک می ديدند و با دعوت از دوستان وآشنايان، دور همی ها و میهمانی های مفصل ترتيب می دادند.
يكي از مهمترين تفريحات زنان سفرهای كوتاه يک روزه در طبيعت يا به عبارتی به «تفرج رفتن» بود كه گاه در قالب گروه های خانوادگی و گاه دسته جات جداگانه، زنانه و مردانه انجام می شد. در كنار رودها و چشمه ها و در سايه درختان با انواع شيرينی و چای و قليان و تنقلات مختلف همراه بود. (بلوشر، ص۸۷)
در بعضی از شهرها باغهای مخصوصی برای زنان وجود داشت كه از ورود مردان به آن ممانعت می شد. زنان در اين باغها دور هم جمع می شدند چای می نوشيدند و قليان می كشيدند، گاهی نيز پيچيده شده در چادرهايشان در كنار رودخانه ها و چشمه ها می نشستند (والمونت، ص83).
سرآمد اين طبيعت گردی ها سيزده به در بود كه در روز سيزدهم نوروز هر سال همه خانواده ها به اندازه وسع خود تدارک اين روز را می ديدند. متمولين همراه دوستان و آشنايان به باغهای شخصی خود می رفتند و سيزده به در را با آداب تمام در آنجا برگزار می كردند. زنان در باغ های خصوصی تاب می بستند و تاب می خوردند و حتی الک دولک و توپ بازی می كردند. عموم مردم با سماورهای كوچک، غذا و انواع تنقلات به بيرون از شهر در كنار سبزه و جوی آب اتراق می كردند. دسته های مطربی هم در ميان مردم حضور می يافتند. در معابر عمومی بساط حقه بازها و خيمه شب بازی و پهلوان كچل برپا می شد و بازی های دسته جمعی منظره شاد و پر جنب و جوشی را خلق می کرد (مستوفي، ص364و365). زنان در این میان تهیه و تدارک همه لوازم و خوراک این گشت وگذار را به عهده داشتند. به دليل محدوديتها و الزامات اجتماعی زنان از ورزش محروم بودند و با آن مأنوس نبودند، حتي هنگامی كه به دامنه كوه و بيشه زارها می رفتند و شرايطی برای فعاليت مهيا می شد، از پياده روی اجتناب می كردند و ترجيح می دادند در مكان مناسبی بنشينند (فرمانفرمائيان، ص119).
يكي ديگر از مشغوليات زنان زیارت مقابر امامزادگان مانند حضرت عبدالعظيم در تهران فرزند امام هفتم و برادر امام رضا از اهميت زيادی برخوردار بود. امامزاده صالح در تجريش نيز يكی دیگر از اين مقابر بود (همان، ص۱۴۶) اغلب در كنار امامزاده ها فضای سبز و يا چشمه آبی قرار داشت و به علت حضور زائرين جمعی از دست فروشان در كنار اين مقابر جمع می شدند و به اين ترتيب بازارهای كوچكی نيز شكل می گرفت كه محل خريد و فروش اجناس مختلف و مورد علاقه زنان بود (اورسل، ص ۲۱۸). همه این اماکن در سیزده بدر محلی برای حضور زنان و انجام مراسم سیزده بدر بود.
منابع:
– اورسل، ارنست، سفرنامه اورسل، ترجمه: علي اصغر سعيدي، بي جا، بي نا، ۱۳۵۲.
– بل، گرترود، تصوير هايي از ايران، ترجمه بزرگمهر رياحي، تهران، خوارزمي،۱۳۶۳.
– بلوشر، يپرت فون، سفرنامه بلوشر، ترجمه كيكاووس جهانداري، تهران، خوارزمي ۱۳۶۳.
– شل، ماری لئنورا، خاطرات ليدي شل، ترجمه حسن ابوترابیان، تهران، نشر نو، ۱۳۶۸.
– فرمانفرمائيان، ستاره، دختري از ايران، ترجمه دكتر هوشنگ لاهوتي، انتشارات فرشيد،۱۳۷۷.
– والمونت، ماه شب چهاردهم، اوستاس دولوری و دوگلاس سلادن، ترجمه: علی اصغر امیر معز، بی جا، بی نا، بی تا.
– تصویر خانه معیر الممالک در گیلان، منبع از مجموعه فخر التاج معیری سایت دنیای زنان قاجار.