مدرنیته

   112663

کریم آزاد- پژوهشگر و حقوق دان


ویکتور پلوین رمان نویس روس در رمان خود، مدرن بودن را چنین تعریف می کند:

1. قطارهای روسی سر موقع برسند و حرکت کنند.

2. کارکنان رشوه نگیرند.

3. قُضات به تلفن‌های سفارشی پاسخ ندهند و حق مردم ضعیف را نخورند.

4. تاجران درآمد خود را به لندن نبرند.

5. پلیس راهنمایی و رانندگی با حقوق خود راحت زندگی کنند.

وی توضیح می دهد که ریشه فلسفی مدرن بودن در مدنیّت است. شخصِ مدرن به کسی که به او می‌گوید من شما را دوست ندارم، می‌گوید حقِ شماست که مرا دوست نداشته باشید؛ مگر قرار است همه مرا دوست داشته باشند. شخصِ مدرن پرخاش نمی‌ کند، بلکه تلاش می‌ کند ریشه‌های جهل و نادانی طرف مقابل را کشف کند که چرا او آنقدر نادان است که همچین خرافاتی را باور دارد و برای باورهای غلطش اینگونه به تو پرخاش می کند. شخصِ مدرن نه اجازه می ‌دهد دیگری وارد حریم خصوصی او شود و نه در حریم خصوصی دیگران دخالت می ‌کند، اما یک ویژگی شخصِ مدرن بسیار تعیین کننده در جامعه مدنی و حکومت قانون است و آن اینکه تا پای خود را از منزل بیرون گذاشت در سطح جامعه برای تمامی شهروندان، حقوق انسانی قائل است.

تا به حال دیده اید که سرنشینان یک اتومبیل گران قیمت یک میلیارد تومانی، چگونه پوست میوه، دستمال کاغذی و خاکستر سیگار به بیرون پرتاب می ‌کنند؟ تا به حال دیده اید که چهار نفر آهسته با هم در عرض یک پیاده رو قدم می زنند و گپ می ‌زنند و مانع عبور دیگر شهروندان می ‌شوند؟ تا به حال دیده اید پیاده روهای نزدیک به رستوران ‌های فست‌ فود ساعت دوازده شب چگونه مملو از آشغال است؟ آیا تا به حال دیده اید راننده‌ای نه دوبله بلکه در ردیف سوم پارک کرده و رفته است و ترافیک خیابان را مختل نموده است؟ اینها همه نشانه جامعه ای است که هنوز به بلوغ مدنی نرسیده است و قانون در آن درست اجرا نمی شود و کشورهایی مثل انگلیس و .... خرافات را تا بن و ریشه این جامعه دوانده اند. این جامعه باید آنقدر سطح سواد و مطالعه اش را بالا ببرد تا بتواند از دست ظلم خلاص شود. این تنها راه است. تغییر خودِ مردم.


نظر شما