جنين زن

   126851

نرگس عابدین زاده


پنجم اسفند، روز عشق ايرانی يا روز بزرگداشت زن و زمين. نياكان ما اسفند را كه نماد بيداری زمين و آغاز رويش و پرورش و زايش و تحول بوده گرامی می داشتند و آئين های بس نيكو و زيبا جهت پاسداشت آن برگزار می كردند. اين روز، روز زن و زمين بوده است. در انديشه فرو می روم كه زن قرار است غير از جنين خود چه چيزی را در رحم و بطن روح خود پرورش دهد؟ زن قرار است چه قابليتی را دارا باشد تا بتواند نطفه ايی بسيار كوچک را از كائنات دريافت نمايد و آن را با مواد مختلف روح خود تغذيه نمايد و در بطن های روح خود پرورش دهد و آن هنگام كه جنين اش كامل شد آن را زايمان نمايد و خارج نمايد. آری اين جنين چيست؟ و قرار است چه چيزی را به جهان و جامعه خويش عرضه نمايد؟

آيا آن هنگام كه آيين های الهه و خدابانوها محترم بوده است و جامعه هنوز بر پايه جنگهای قدرت و سقف های شيشه ايی شكل نگرفته بود، چه بسا زنان فلسفه و معنای زندگی را در درون خود پرورش می دادند و در زمان مقتضی به جامعه عرضه می نمودند. آری زنان، آگاهی ناب را از طبيعت سيال اتخاذ می نمايند و آن را با لايه های مختلف روح خود، با خلاقيت مارپيچی خود ممزوج و تركيب می نمودند و آنچه كه بعد از آن عرضه می نمودند، بودن جديدی و نوع جديدی از زندگی از دنيا برای مردمان بود. آنچه كه به عنوان سمبليک در قصه شهرزاد قصه گو از شهرزاد به عنوان زن تغيير دهنده سرنوشت عنوان می گردد. زنان روح سيال و روح وحشی و اصيل طبيعت و ذات يگانه هستی هستند كه بسان پلی بين ذات بدوی و ذات مدنی و چارچوب يافته در حركت می باشند و ای كاش قدر اين ذات اصيل و بدوی خود را به نيكی بدانيم. آری آنچه كه نگاشته ام تنها گوشه ايی بود از غليان كلمات در افكارم، اما گويی اجازه جاری شدن بر روی كاغذ را به من نمی دهند و مرا در اين ابهام باقی می گذارند. دراين ابهام می مانم تا در زمان لازم اين راز سر به مهر نيز برايم مكشوف گردد.


نظر شما