در فجایع طبیعی از زنان قربانیِ صرف نسازیم

   124399

سیمین کاظمی


در هنگام فجایع طبیعی مثل زلزله و سیل، زنان در هر سن و سال و با هر سطح از توانایی جسمی، اجتماعی و اقتصادی در کنار کودکان، سالمندان و افراد کم توان، به عنوانِ جمعیت آسیب پذیر شناخته می شوند و نقشی بیش از قربانی نصیب آنها نمی شود. وقتی زلزله یا سیل اتفاق می افتد، عموماً تصاویر زنانی منتشر می شود که در حال ضجه زدن و مویه کردن هستند و یا بر خانمانی ویران شده می گریند. چنین تصاویری اگر چه ممکن است همدردی عمومی با مصیبت دیدگان را برانگیزد اما به طور کلی، آسیب پذیری اجتماعی و فرهنگی زنان را بیشتر می کند و به تصویر زن توانمند مستقل که در دو قرن اخیر برای شکل گرفتنش تلاش های بسیار شده است ضربه می زند، اغلب این واقعیت نادیده گرفته میشود که همه زنان آسیب پذیر نیستند و آنچه زنان را در میان گروه های آسیب پذیر قرار می دهد، نقش مادریِ آنهاست. بدیهی است که زنانی که باردار هستند به لحاظ جسمی آسیب پذیر هستند و نیازمند مراقبت های جدی و اختصاصی اند؛ یا زنانی که فرزندان کوچک دارند برای مراقبت از کودکان شان با سختی و دشواری مواجه هستند،  اما این وضعیت آسیب پذیری قابل تعمیم به همه زنان نیست. تعمیم نقش قربانیِ آسیب پذیر به همه زنان، باعث به حاشیه رانده شدن آنها و تقویت  انگاره های مردسالارانه می شود. قربانی پنداری زنان، مانع از شناسایی ظرفیت ها و توانایی های زنان در پیشگیری و مدیریت بحران در سطح ملی و محلی می شود. عدم حضور زنان در صحنه های مدیریت و تصمیم گیری در مواقع بحران موجب نادیده گرفته شدن نظرات آنها و نیز نیازهای مبتنی بر جنس در نیازسنجی ها و ارزیابی خطرات و پیامدها می شود و به این ترتیب زنان خواه ناخواه به درجه دوم اهمیت رانده میشود.

وقتی زنان به طور کلی برچسب آسیب پذیر می خورند و به حاشیه رانده می شوند، آسیب پذیری واقعی آنها هم ممکن است به درستی شناخته نشود و در مجموع محافظت و حمایت اجتماعی مؤثری دریافت نکنند. مثلاً تجربیات جهانی در فجایع طبیعی نشان می دهد که آنچه به زنان در هنگام فجایع طبیعی آسیب می زند، افزایش خشونت های جسمی و جنسی است. در واقع، در هنگام فجایع طبیعی زنان بیش از وضعیت عادی، از فقدان حمایت اجتماعی در مقابل خشونت های جسمی و جنسی رنج می برند. همچنین نیازهای بهداشتی خاص، همچون مراقبت های بارداری، پیشگیری از بارداری ناخواسته، و مشکلات دوره قاعدگی از جمله مسائلی هستند که ممکن است کمتر جدی گرفته شوند. برای آنکه فجایع طبیعی در زمینه نابرابری جنسیتی منجر به تثبیت و تقویت فرودستی زنان نشود، لازم است رویکرد مبتنی بر جنسیت تغییر کند و به سمت برابری جنسیتی میل کند. از طرفی ضروری است زنان در برنامه های پیشگیری، تصمیم گیری و مدیریت در سطوح ملی و محلی مشارکت کنند و از طرفی لازم است نیازهای مبتنی بر جنس هم برای زنان و هم مردان در نظر گرفته شوند. در هنگام فجایع طبیعی بنا بر تجربیات جهانی، باید امدادرسانی صرفاً مردانه تعدیل شود و در تیم های امداد و نجات، پرسنل زن به اندازه پرسنل مرد یا به قدر کفایت حضور داشته باشند تا زنان مناطق فاجعه دیده به خصوص زنان روستایی بتوانند، به دور از شرم و ملاحظات فرهنگی از خدمات ارائه شده استفاده کنند. حضور زنان امدادگر، روانشناس، مددکار، پرستار و پزشک و مهندس و ... هم به تسهیل امداد و خدمت رسانی به فاجعه دیدگان کمک می 0کند و هم تصویری توانمند از زن در اذهان جامعه ی محلی و دختران جوان حک می کند. در جوامعی در انزوای فرهنگی نسبی هستند، لازم است علاوه بر آنکه ارتباط از طریق نیروهای امدادی محلی برقرار شود، نیازسنجی نیز بر اساس نظرات و اظهارات زنان آسیب دیده انجام شود تا نیازهای واقعی زنان و کسانی که تحت مراقبت آنها هستند (کودکان و افراد کم توان و ناتوان) شناسایی شود. علاوه بر این، از توانایی های زنان محلی در مدیریت منابع و توزیع امکانات استفاده شود و به مشارکت آنها در هنگام بازسازی و ترمیم ویرانی ها به عنوان یک منبع و فرصت نگریسته شود.

سخن آخر اینکه زنان واقعاً آسیب پذیر شامل زنان باردار، زنان با فرزندان کوچک و زنان کم توان و نیز زنان تنها را دریابیم، اما از تعمیم نقش قربانیِ صرف به همه زنان بپرهیزیم، تا فجایع طبیعی در زمینه نابرابری های اجتماعی به فرودستی بیش از پیش زنان نینجامد.


نظر شما