نجات زمین

   128850

شهروز محمدی


بشر بسیار به خود می بالد که توانسته است گام های اساسی در جهت پیشرفت و بهبود زندگی خویش بردارد. انسان قرن بیست و یکم نسبت به انسانهای ماقبل تاریخ و حتی انسانهای قرن بیستم فارغ البال به نظر می رسد، چرا که امکانات فراوانی برایش فراهم آمده است که آسایش و رفاه را بیش از گذشته نصیب او گشته است. علم پزشکی توانسته است به بسیاری از بیماریها فائق آید و از میزان مرگ و میر نسبت به قرنهای اخیر به شدت کاسته است. جمعیت بشرسیرصعودی زیادی در قرن گذشته داشته است. در سال 1798 هنگامی که «مالتوس» اقتصاددان مشهور عنوان کرد که روزی جمعیت جهان به حد انفجار خواهد رسید، خیلی ها به او انتقاد کردند، اما اکنون پس از گذشت قرن ها ارزش گفته های او نمایان شده است. رشد روز افزون جمعیت به نوعی توازن را در کره زمین به هم زده است .امروزه ثابت شده است که هیچ موجودی به اندازه انسان در جهت نابودی خویش گام برنمی دارد. بشر خواسته و ندانسته باعث به هم زدن اکوسیستم محیط زندگی خویش شده است. آلودگی آبها و هوا امروزه به عنوان معضل عصر تمدن پیش روی انسان هوشمند قرارداد، اما واقعاً چرا چنین است؟ آیا به راستی اینها اسباب پیشرفت نوع بشر است یا انسان خودخواهانه اقدام به وجود آوردن مشکل برای آیندگان خویش نموده است؟ بدون تردید از بین بردن یک موجود کوچک که شاید برای ما مضر به نظر برسد تأثیر بر کل جهان می گذارد؟ همچنانکه امروزه مطرح می شود که روشن بودن حتی یک لامپ اضافی در مقیاس بسیار ریز بر آلودگی محیط زیست می افزاید، شاید باورکردنی نباشد ولی واقعیت دارد انرژی که برای روشنایی لامپ لازم است باید از نیروگاهای برق تأمین شود و این نیروگاهها نیز با فعالیت خود باعث آلودگی هوا می شوند. بایستی قبول کرد که بشر در برهه زمانی دشواری به سر می برد. از یک طرف عصر جدید نیازهای انسان جدید را بیشتر کرده و اشتیاق او را به مصرف گرایی افزایش داده است و از طرف دیگر همین مصرف گرایی بیش از حد تعادل جهان را به مخاطره انداخته است که گاهی از اخبار گزارشهای تکان دهنده ای از آلودگی آبها و گرم شدن کره زمین و سوراخ شدن لایه ازن می شنویم و لاجرم فقط باید شاهد باشیم و غمبارانه کار دیگری نمی توان انجام داد. انسان متمدن بایستی واقع بینانه به جایگاه خویش در این جهان لایتناهی پی ببرد. کره زمین بی تردید یکی از شگفتی های جهان به شمار می رود .حداقل این را به درستی می توان در منظومه شمسی مدعی شد. این کره با تمام زیبایی هایش خصوصیات بارزی دارد که همان پدیده حیات است. درک همین مسأله یک احساس عجیبی توأم با شگفتی به انسان دست می دهد، علی رغم اینکه مسئولیت آنرا نیز در قبال سیاره زمین که محل زندگی آن است بیشتر نمایان می سازد فهم این مسأله که زمین هر آنچه که حیات به آن نیاز دارد را در اختیار ساکنان آن قرار داده است؛ مسئولیت انسان را در حفظ آن سنگین تر می کند. قطع درختان در بیشتر نقاط کره زمین پدیده زیست محیطی زیادی پدید آورده است و باعث تغییر آب و هوای کره زمین شده است. ذوب شدن یخ ها براثر افزایش دما می تواند خطرات زیادی برای ما به دنبال داشته باشد و ما باید شاهد به زیر آب رفتن بسیاری ازجزایر باشیم و بالطبع ساکنان آن جزایر نیز بی خانمان شده و ناگزیر باید محیط زندگی خویش را ترک کنند، اما در این بین شاید بی مناسبت نباشد که به مصداق تاریخی در اقبال بحران بوجود آمده به گذشته نیز نظری افکنیم. امروزه دانشمندان و باستانشناسان با این نتیجه رسیده اند که تمدن مایا که یکی از تمدنهای پیشرفته زمان قدیم بوده است تنها عامل نابودیشان چیزی بجز خودشان نبوده است. در واقع، مردمان «مایا» با دست خویش محیط زندگی خود را برای زیست ناامن کرده بودند و همین مسأله باعث از میان رفتنشان شده است، بی شک در طول تاریخ مردمان زیادی به همین ترتیب تمدن خویش را به کام نیستی برده اند و این خود باعث شگفتی فراوان است. درست است که ما امروزه ابزارهای فراوانی نسبت به گذشتگان در اختیار داریم و می توانیم در بعضی از موارد بر طبیعت غلبه کنیم و آنرا به دست گیریم، معلومات بیشماری در مورد نیروهای پنهان جهان در دست داریم و کارکردهای جهان را توانسته ایم حدس بزنیم؛ اما شاید طبیعت تنها یک لایه خود را به ما نشان داده است در حالی که پوشیده از رمز و رازهای فراوان است .انسان قرن بیستم آنچه که توانسته است بیافریند در مقابل ضرباتی که به محیط زندگی خویش وارد آورده است، در بعضی از موارد خودخواهانه جلوه گر می سازد. ما آنچنان درتجملات و مصرف گرایی غوطه ور هستیم که چشم بر حقایقی منجمله سوراخ شدن لایه ازن که همانند سپری کره خاکی ما را در برابر تشعشعات کیهانی حفظ می کند بسته ایم. براستی مسئولیت ما در برابر آیندگانمان چیست؟ چه بسا انسانهای قرن بیست و دوم ما را به باد انتقاد شدید خواهند گرفت که چنین رفتاری با کره خاکی داشته ایم! آب آشامیدنی در بعضی از مناطق کره زمین وجود ندارد و کودکان از دسترسی به آب آشامیدنی محروم اند در حالی که در بسیاری دیگر همین آب به طرز بی ملاحظه ای مصرف می شود. کشورهای زیادی در جهان وجود دارد که هزینه های سنگینی بابت شیرین کردن آب دریا جهت مصارف خوراکی می پردازند، در حالیکه در بعضی از جاها منجمله کشور ما آب آشامدنی روزانه میلیونها مترمکعب به هدر می رود، اینها مسائلی هستند و بشر قرن بیست ویکم با آن دست به گریبان است. شاید این نوع انسانها را از اینکه موجودات پرمصرفی هستند بتواند ارضاء کرد، اما نمی توان آنها را از این که مسئولیتی در قبال سایر همنوعان و آیندگان دارند؛ توجیه کرد. در چنین جامعه ای هر کسی تنها به خاطر وجود خودش محکوم به مصرف گرایی می شود، به سختی می توان حس نوع دوستی را القاء کرد و بدین سبب است که امروزه همکاری همه جوامع بشری بیش از پیش احساس می شود و اجماع کشورها برای حل این بحران بشری و زیست محیطی ضروری به نظر می رسد. بایستی جدا از عقاید، سیاست ها و مذاهب سران جهان دورهم گرد آیند و پیرامون نجات زمین با هم به توافق برسند و در جهت کاهش آلاینده های زیست محیطی گام بردارند، چرا که این کره خاکی متعلق به همه موجودات است و انسان نبایستی به خود این جرأت را بدهد که حیات دیگر جاندارن را به خطر اندازد. زمان آن فرا رسیده است که آموزشهای صحیح در همه سطوح به مردم داده شود و حتی کتابهای درسی تحت عنوان حفظ محیط زیست و نجات زمین برای دانش آموزان تدوین گردد تا همه با این مفاهیم آشنا شوند. چه بسا هستند کسانی که خود را از این مسئولیت جهانی مبرا می کنند، اما اگر آنها به درستی به عمق بحران واقف شوند، حس مسئولیت پذیری آنان بی شک افزایش خواهد یافت. به امید زمین پاک برای همه .


نظر شما



 

نامنظرات ارسال شده
نجمه بازوبنديعالي بود جناب محمدي??