روانشناسی شخصیت

   115831

آرزو مظلوم ساکی - کارشناس مدیریت امور فرهنگی


با توجه به رشد روز افزون آسیب های اجتماعی در سطح جامعه، روانشناسی شخصیت، از جمله عوامل مهمی است که توجه هر روانکاوی را به خود جلب کرده و مورد ارزشیابی قرار می دهد. روانشناسی شخصیت ارتباط مستقیم با آسیب شناسی و ارزشهای نظام فرهنگی جوامع دارد که مستلزم رویکردهای همه جانبه بلند مدت جهت جلوگیری از بروز ناهنجاریهای اجتماعی از سوی کارشناسان و سازمانهای زیربط است که میتواند نقطع عطف برای رشد بلوغ فکری هر یک از افراد جامعه در راستای توسعه ی ارزشهای اجتماعی شود. در واقع، رشد شخصیت اجتماعی فرد  و شکلگیری آن از سنین کودکی آغاز شده و بی جهت نیست که در کشورهای توسعه یافته  افرادی با تحصیلات عالی برای کار مربیگری در مهدکودک و یا دوره ابتدایی برمی گزینند، چراکه مراحل آغازین رشد شخصیتی از اصول اولیه و بنیادی و به نوعی تضمینی برای آتیه آن جامعه محسوب می شود. ارزشهای نظام فرهنگی جوامع نیز یکی از عوامل مهم و تأثیر گذار در حوزه روانشناسی شخصیت عنوان شده که زیرشاخه های آن مانند فقدان سواد رسانه ای، فقر کادرهای تخصصی و فرهنگی، شکاف ارزشی میان ارزش های رسمی و غیر رسمی، اختلاف در مبانی نظری - فقهی مسايل و تولیدات فرهنگی، اختلال فرهنگی که منجر به بروز اختلال های شخصیتی نیز می شود و مسايلی از این نظیر، همگی در حوزه روانشناسی شخصیت جای می گیرند.

فقدان سواد رسانه ای با توجه به رویارویی شخص با دنیای مجازی و سیل عظیم ارتباطات در اغلب اشخاص باعث تزلزل و بی ثباتی روانی، اخلاقی و رفتاری فرد شده بطوریکه در عملکرد فرد و هویت شخصی او نفوذ کرده و باعث از بین رفتن امنیت روحی، روانی و خانوادگی می شود. توجه به این موضوع حائز اهمیت است که ما در ارتباط با نبود آگاهی و دانش رسانه ای صحبت به میان آوردیم و در بسیاری از افرادی که دارای آگاهی لازم و کافی نسبت به دنیای مجازی و رسانه ای دارند شاهد پیشرفت غیر منتظره علمی - فرهنگی و اخلاقی نیز هستیم . سواد رسانه ای به عنوان یکی از دروس پایه در سطح جهان و یکی از دروس نو رسیده در ایران در رشته های علوم پایه و علوم انسانی شناخته شده است، بنابراین سواد رسانه ای به معنای آگاهی و فهم پیام های مجازی از سوی شبکه های رسانه ای ما را جهت رشد شخصیتی و ثبات باورهای عقیدتی و رفتاری رهنمون می سازد.

فقر کادرهای تخصصی و فرهنگی جامعه یکی دیگر از عوامل مهم و حیاتی در نوع شکلگیری روانشناسی شخص است که برشمردیم. متأسفانه صرفنظر از مشکلات کلی که در زمینه نظام آموزشی در سطح مختلف وجود دارد، تاکنون دولت نتوانسته دراین حوزه حساس و مهم چاره اندیشی مناسبی ارائه دهد. اموزش رکن اساسی و پایه ای بر تمام لایه های درونی و بیرونی فرد می باشد که دخالت حداکثری دولت و تخصیص بودجه فراوان را شامل می شود، بطوریکه فرد به عنوان دانش آموز در هر سطح از شرایط اقتصادی و اجتماعی بتواند از بهترین امکانات آموزشی و رفاهی استفاده کند و اینطور نباشد که تنها قشر مرفه جامعه با گذراندن کلاسهای خصوصی آموزشی بتواند از جنبه های متفاوت آموزشی همچون دروس زبان های خارجه، ورزش و یا هنر بهره برداری کند. کلیه افراد جامعه اعم از فقیر و ثروتمند می بایست از تمام تسهیلات آموزشی و تفریحی بطور یکسان استفاده کنند و جز توجه و تخصیص بودجه دولتی، امر دیگری به کار نمی آید. متأسفانه، مدارس دولتی و نیمه دولتی از کمترین امکانات آموزشی برخوردار بوده و هست. در بسیاری از موارد سپردن مسئولیت سازمانها و نهادهای فرهنگی به دست افراد غیرمتخصص و فقدان نیروی متخصص در این حوزه یکی از معضلات اجتماعی و آموزشی همواره مطرح بوده است. قطعاً برای تحقق اهداف فرهنگی و رشد شخصیتی به منابع انسانی و پویا و کارامد نیاز است.

نکته دیگر شکاف ارزشی میان ارزشهای رسمی و غیر رسمی است. فرهنگ رسمی، معطوف به عقاید، ارزشها و هنجارهایی است که از نظر دولت مجاز است و تشویق و ترغیب می شود و فرهنگ غیررسمی ارزشها و هنجارهایی است که بطور خودجوش ظاهر شده و متعلق به کسانی است که خارج از چهارچوب های ایدئولوژیک باورها و ارزشهای تثبیت شده جامعه تمایل به حرکت دارند. در اینجا ما شاهد نوعی شکاف و یا سردرگمی فرد نسبت به پیرامون، محیط و هویت های شخصی هستیم. تفاوت نگرش و عملکرد در دنیای برون و دنیای درون باعث تناقض شکلگیری شخصیت روانی فرد می شود که تنها راه حل آن ایجاد پلی مابین باورهای تثبیت شده ی جامعه و ارزشها و خواسته های درون است. در واقع، هنجارهای رسمی قواعدی است که از سوی دولت تعیین می شوند و هنجارهای غیررسمی هنجارهایی است که مردم برای روابط اجتماعی خود تنظیم کرده اند. نمونه واضح و شفاف آن تفاوت زمین تا آسمانِ رسانه ملی با شبکه های ماهواره ای است. نمونه دیگر نوع پوشش افراد در انظار عمومی در تقابل با شبکه های اجتماعی است. وجود چنین دنیای دوگانه افکار دوگانه، طبقات اجتماعی دوگانه  باعث ایجاد گفتمان های دوگانه و تلاشهای ذهنی برای وانمود سازی، دورویی و خودسانسوری و افراط گری می شود .مورد بعدی که به آن اشاره شد اختلاف در مبانی نظری و فقهی و مسائلی از این دسته است. به نظر جامعه با نوعی ابهام و چندگانگی در حوزه های علمیه و نهادها در خصوص مرز و هنجارهای ارزشی و فرهنگی روبروست. بعنوان مثال موسیقی به عنوان محصولی فرهنگی تاکنون مرزبندی مشخصی در خصوص موسیقی غنایی و غیرغنایی و مبانی پیدا نکرده است. عدم نشان دادن ساز موسیقی حتی سازهای سنتی و ملی کشور از سوی رسانه ملی، اما استفاده از آلات موسیقی در رژه های نیروی های مسلح و کنسرتها باعث پدید آمدن تناقضات و عدم ثبات فکری و در پی آن عدم ثبات شخصیتی می شود.

در پایان روانشناسی شخصیت شامل شبکه ای از ارتباطات فرهنگی و ساختارهای فرهنگی است. هماهنگی و سازگاری از یک سو و رفع تناقضات فرهنگی از سوی دیگر محتوای کلی و شاکله ی اصلی فرد را به وجود می آورد. عدم شناخت الگو و اسطوره های فرهنگی و تاریخی به افراد از سنین کودکی که در واقع اسطوره می تواند الگویی در جهت رشد روانشناسی شخص محسوب شود و عدم آموزش صحیح منجر به انحراف روان شخص شده و پیامدهای جبران ناپذیری برای آینده فرد و آینده جامعه و آینده یک کشور به همراه خواهد داشت.

 

 


نظر شما