راه دراز مدارس ایران با فنلاند و ژاپن

   99734

شیرزاد عبداللهی


 عارف قزوینی می گوید: «گریه کن که گر سیل خون گری ثمر ندارد»، گریه کردن ما، دخترکان زاهدانی را زنده نمی کند. متن های رمانتیک هم تکراری شده اند . آتش سوزی در مدارس گویی جزیی از سرنوشت دانش آموزان در فصل سرما است. وزیر طبق معمول دست به توئیت شد و از این حادثه به عنوان «سهل انگاری و تخلف یک مرکز غیر دولتی»! یاد کرد. الگوی رفتاری وزرای آموزش و پرورش در این گونه حوادث یکسان است. نماینده ویژه به منطقه می فرستند. قول درمان آسیب دیدگان را می‌دهند. از طریق بزرگان و ریش سفیدان خانواده قربانیان را تحت فشار روانی برای جلوگیری از شکایت حقوقی قرار می دهند. مدرسه را پلمب می کنند و....

بحث عدم ایمنی مدارس بحث تخلف موردی افراد نیست. مدارس ما از نظر سیستمی فاقد ایمنی حداقلی هستند. مدتی پیش فیلمی از یک کلاس درس روستای طاویران سفلی کرمانشاه منتشر شد که معلم وسط کلاس داخل منقل آتش روشن کرده بود و توضیح می داد که چاره‌ای جز این نداشته است. همزمان وزیر و تیم تبلیغاتی او با دیدن چند ویدئوی تبلیغاتی درباره مدرسه اورستد دانمارک و مدرسه فوجی ژاپن احساساتی شده و دست به توئیت شده بودند. مشکل مدیریت فعلی آموزش و پرورش این است که حوصله درگیر شدن با مسایل کف مدرسه مانند بحث گرمایش، کشته شدن دانش آموزان در اردوهای راهیان نور، کمبود معلم، نارضایتی و بی انگیزگی معلمان، هزینه های جاری مدرسه، افت آموزشی، تنبیه بدنی، فقدان لوازم کمک آموزشی، حضور رسمی گروه‌های آموزشی به قول وزیر مافیایی در دبیرستان‌ها، حذف سیستم مشاوره از متوسطه دوم و مشغول کردن مشاوران متوسطه اول به هدایت تحصیلی، دخالت های ناموجه نهادها و اشخاص در عزل و نصب مدیران و ده ها مساله دیگر را ندارد.

وزیر در توئیتر حرف‌های قشنگ می زند که البته غلط نیست، نابجا است و ربطی به واقعیت های مدارس و ادارات ما و مسئولیت های اجرایی وزیر ندارد. سال 83 که بخاری مدرسه روستای سفیلان استان چهارمحال و بختیاری آتش گرفت و 13 دانش آموز در میان آتش و جلوی چشم والدین که برای کمک آمده بودند جان باختند، نوشتم که اقلاً نرده های آهنی پنجره‌های کلاس های طبقه همکف مدارس را بردارید که دانش آموزان بتوانند موقع خطر فرار کنند. این که دیگر نیاز به بودجه ندارد.

سال 91 باز هم دانش آموزان کلاس سوم دبستان دخترانه شین آباد در کلاس به دام آتش افتادند و باز هم نرده های آهنی مانع فرار آنها شد. دو دختر مردند و تعدادی هم زیبایی شان به یغما رفت. مدیران آموزش و پرورش که عاشق مدارس بدون دیوار فنلاند هستند اقلاً در مدارس خودمان نرده های حفاظ پنجره ها را بردارند.

در بحث سفرهای اردویی با این جاده های نا ایمن چه توجیهی دارد که دانش آموزان را از سرخس و زاهدان و ساری و رشت به خوزستان ببریم؟ به جای این کار خطرناک، در استان‌های دور نمایشگاه و موزه جنگ ایجاد کنید.چند دانش‌آموز دیگر بمیرند یا معلول شوند که ما واقعیت را قبول کنیم؟

هیأت های تحقیق هم فرمالیته است و وارد ماهیت مسأله نمی شوند. در ماجرای شین آباد سال 91 نهایتاً بخاری ارج مقصر اعلام شد. در کشتار دانش آموزان در سفر اردویی دانش آموزان استان هرمزگان «رانندگی در شب» را به عنوان عامل قتل دانش آموزاعلام کردند.

وزیر در توئیتش دبستان غیردولتی اسوه حسنه زاهدان را به عنوان « مرکز غیردولتی» معرفی می کند. این نامگذاری ممکن است عده ای را به اشتباه بیندازد. مدارس غیردولتی از صفر تا صد زیر نظر دولت هستند و مقررات سفت و سختی در باره استاندارد ساختمان این مدارس وجود دارد که رعایت نمی شود. به جرأت می توان گفت 90 درصد از 16 هزار مدرسه غیر دولتی از نظر ایمنی و غیر استاندارد بودن فضا شرایطی مثل همین مدرسه اسوه زاهدان را دارند. آموزش و پرورش رسما به یک ساختمان مسکونی یک یا دو طبقه، مجوز تأسیس مدرسه داده و می دهد. در این مدارس اتاق خواب و آشپزخانه تبدیل به کلاس درس شده و پذیرایی و هال هم با پارتیشن تخته ای به کلاس یا دفتر تبدیل شده اند. در ایران هم مثل ژاپن و فنلاند مقررات و استاندارد ایمنی وجود دارد. فرقش این است که آنها رعایت می کنند و ما نمی کنیم. مشکل ما این است که اول قانون و مقررات وضع می کنیم و یواشکی یک تبصره کوچک ذیلش می گذاریم. همین تبصره کوچک در اجرا تبدیل به اتوبانی فراخ برای گریز از قانون می شود. گاهی هم که تبصره برای فرار وجود ندارد، قانون را تفسیر می‌کنند. ای کاش نمایندگان تحقیق و تفحصی درباره اجرای استانداردهای ایمنی در مدارس انجام می دادند و چرخه فجیع مرگ دانش آموزان را متوقف می کردند.


نظر شما