در یک گروه بزرگ تعلیمی فرقه ها چه اتفاقی می افتد؟

   98062



دکتر "مارگارت سینگر" متخصص روانشناسی و استاد دانشگاه کالیفرنیا می گوید: "بنا بر حکم دادگاه فدرال من در جلسات تعلیمات آگاهی بخش شش گروه بزرگ شرکت کردم و با ده ها نفر که در این جلسات، و برنامه های دیگر نظیر کنترل ذهن، سیلوا، تمرکز مستقیم و همچنین در برنامه های بیشمار دیگری که در حال حاضر در دسترس هستند، مصاحبه کرده ام. من دستورالعمل های تعلیمی و ویدئوهایی را که جهت آموزش مربیان استفاده می شوند، مطالعه نموده، با تعدادی از مربیان نیز به گفتگو نشسته ام. من همچنین برای افراد متعددی که از بنگاهها جهت فروش این آموزش ها شکایت کرده بودند، کار کردم. این افراد یا بازماندگان آنان در دعاوی خود مدعی شدند، که آنها به واسطه برنامه های خاصی آسیب دیده اند. دکتر "مارگارت سینگر" طبق تقاضای وکلا از دادگاه به عنوان ناظر در برنامه های مربوطه شرکت کردند. ایشان دریافتند که این برنامه ها با بیان عالی و ساختار استاندارد تهیه شده بودند. افراد به لحاظ روانی و هیجانی برانگیخته شده بودند و عده ای از شدت هیجان زاری کنان بر کف سالن می افتادند. آسیب ها و صدماتی که افراد در اثر این برنامه های آموزشی می گیرند، از خودکشی گرفته تا بستری شدن در بیمارستان های روانی؛ می باشد. تعدادی از آنها نیز هنوز بعد از ده سال از زمان تخریب روانی شان در خلال یا بلافاصله بعد از آموزش ها در بیمارستان به سر می برند. این برنامه ها که مقرر است برای حداقل چهار روز و معمولا پنج روز برقرار باشند، از آنها با عنوان سمینار یاد می شود و بسیار شبیه به دوره های خاص آموزشی کالج ها هستند. مربیان  برنامه ها عموماً از شرکت کنندگان تعهد می گیرند که آنها به هیچ کس حرفی در خصوص پروسه هایی که اتفاق می افتد، نزنند. آنان می گویند که گفتن این مطلب که خودتان چه تجربه ای داشته اید، برنامه ها را برای دوستان، خانواده و همکاران وقتی بخواهند خودشان در آنها شرکت کنند، خراب خواهد کرد. یعنی، وقتی به دیگران می گویید که برنامه ها زندگی خودتان را دگرگون کرده است، در خصوص محتوای واقعی مبهم صحبت کرده و تصویری مبهم ارائه می نمایید، ولی در خصوص اینکه جلسات چقدر می تواند برای برخی افراد هیجانی باشد صحبتی نکنید. به دلیل همین قولی که گرفته می شود، خریداران و شرکت کنندگان در این سمینارها بدون هیچ گونه اطلاعات قبلی در خصوص تنش های روانی، اجتماعی و برخی اوقات جسمی این برنامه ها، وارد آنها می شوند.

در روز اول معمولاً به افراد نشان داده می شود که قدرت مطلق "سرکرده" است. سرکرده گروه که اغلب برگزار کننده سمینارها می باشد، "مربی" خوانده می شود. وی بلافاصله کنترل جلسات را با برخوردی که نشان دهنده این است که او فردی قدرتمند و مسئول است و هیچ کس نباید به او اعتراض کند یا گفته هایش را به چالش بکشاند، به دست می گیرد. مربی ادعا می کند که برنامه وی کارآیی دارد. همه چیز بستگی به افراد دارد تا اطاعت کرده و بیشترین منفعت را از آن ببرند. در این جلسه افرادی که از قبل تعلیم گرفته اند، شرکت می کنند تا بعنوان یک "الگو" یا "مدل" عمل نمایند. آنها کف می زنند و با همان زبان خاص رهبر صحبت می کنند، نظرات تایید آمیزی اظهار می دارند، و مدل هایی برای مشتریان جدید می شوند تا خود را با آنان منطبق نمایند. اغلب مشتریان جدید از حضور این افراد بی اطلاع هستند و ناخودآگاه شروع می کنند تا زبان و برخورد خود را با الگوها انطباق دهند. زمانی که این افراد در جلسه صحبت می کنند، تشویق می شوند و برایشان دست زده می شود. اینجا مشتریان جدید می فهمند که چگونه مربی نظرات را ارزش گذاری و رده بندی می کند. در روز دوم، بر روی القا کردن تدریجی فلسفه جدید، تمرکز می شود. این ارگانها ادعا می کنند که شما خود باعث هر آنچه که بر سرتان آمده است، هستید. آنان معمولا از واژه های "قابل اتکا" و "مسؤول" ولی نه به معنی معمولی آنها استفاده می کنند. این مربیان احساس گناه و ترس را در افراد ایجاد می کنند و به آنها اعلام می کنند که روند زندگی شما درست نیست و در همان حال راهی را به آنها نشان می دهند که هدف گروه را تأمین می کند. روز سوم، معمولا اختصاص به تمریناتی دارد که در آنها از شرکت کنندگان خواسته می شود، تا تمامی ناکامی های زندگی خود را از کودکی به یاد آورند. در پایان روز سوم، شرکت کنندگان به لحاظ روانی باز شده اند. روز چهارم، روزی است که در آن بیشترین مشارکت گروهی اتفاق می افتد، و مربی شروع به تغییر قیافه دادن از یک ارباب سختگیر به یک پدر و مادر مهربان، دوست داشتنی و با محبت می کند  و از شما می خواهد دوره بعدی آموزشی را بخرید. روز پنجم، که روز سبکی است مخصوص استراحت و ناهار است. کوشش بسیاری جهت وادار نمودن افراد برای خرید دوره بعدی که گرانتر است، صرف می گردد. در پایان این روز معمولاً یک سوپرایز تدارک دیده می شود که دوستان یا خانواده خارج از انتظار در جلسه ظاهر شده، به فارغ التحصیل تبریک بگویند. آنچه که برای افراد شرکت کننده در این قبیل جلسات اتفاق می افتد، این است که افراد سرشار از هیحان و تناقض بیش از حد می شوند، که نمی توانند آن را یکجا هضم کنند. بسیاری از افراد ادعا کرده اند که اگر آنها از پیش شدت و عمق نفوذ روانی برخی از این تمرینات را می دانستند، هرگز این برنامه ها را نمی خریدند و به جلسات تمرینی مربوطه نمی رفتند. این برنامه ها وجوه جدید و تنظیم شده تکنیک های نفوذ اجتماعی و روانی هستند، که مردم را بدون داشتن حق انتخاب و آگاهی تسلیم و اطاعت پذیر می کنند و در راستای اهداف فرقه حرکت می دهند. به عبارتی دیگر، اینجا تجاوز ذهنی صورت می گیرد و ذهن و روان و جسم افراد استثمار می شود، پس؛ باید نگران فعالیت های فرقه ای بود و با قوانین محکم و پیشگیرانه از جامعه محافظت کرد.


نظر شما