خشونت علیه زنان در سیستان و بلوچستان، زخم های پنهانی

   99595

سعیده خاشی


زنان نیمی از جهانی را تشکیل می دهند که تاریخش کمتر از نقش آنها در اجتماع سخن گفته است. خشونت علیه زنان، ابعاد گسترده ای را شامل می شود و اگر بخواهیم در مورد خشونت علیه زنان، در سیستان و بلوچستان سخن بگوییم، کار کمی دشوار تر می گردد چرا که وارد دنیایی کاملاً غیبی و پنهانی می شویم؛ هرچند تعداد زنان تحصیلکرده، مدیر، صاحب منصب های مهم سیاسی، اجتماعی در سیستان و بلوچستان افزایش چشمگیری یافته است، و بسترهای توسعه ی زنان فراهم شده است.

اما آسیب ها و خطرهایی که زنان این استان با آن روبرو هستند هنوز از آنها به راحتی صحبتی نمی شود، تصوری که ما نسبت به خشونت علیه زنان داریم، بیشتر صورتی کبود و دست و پایی شکسته است، اما اگر فراتر بنگریم، خشونت علیه زنان شامل بسیاری از رفتارهایی می شود که زنان و دختران با آن روبرو هستند و آسیب های روحی، روانی زیادی می بینند. دست پدری خشمگین که بر روی دخترکی ده ساله فرود نمی آید، دشنام های جنسی کوچه و بازار و مادر و خواهر همدیگر را به هزاران انگ و تهمت خطاب کردن، تا امر به اینگونه لباس پوشیدن و نهی از آنگونه لباس نپوشیدن، خشم بخاطر دو تار موی رنگی و ناخنی که هوس کرده بی رنگ نباشد، همه و همه خشونت هایی هستند که دختران و زنان را در سنین مختلف تجربه می کنند.

احساس عدم امنیت و ترس از کوچه های تاریک، صدای ترمز اتومبیل های درخیابان، نگاه سنگین بعضی از مردان در محل کار نیز خشونت هایی هستند که روح زنان بسیاری را به چالش می کشند. یکی از مصادیق خشونت علیه زنان، چند همسری مردانیست که با خریدن چند تکه طلا، زنی دیگر را به اختیار می گیرند و خلأ روحی، عاطفی و جنسی را نصیب همسرشان می کنند. از زن، زن بودنش را می گیرند و او در این اندیشه و تردید که چه نقصی داشته رها می کنند. زندگی مشترک بسیاری از زنان و مردان سیستان و بلوچستان دستخوش چالش هایی است که سنت و عرف مردانه ایجاد کرده است، پدیده ی سیاه زن طلاق و فروپاشی یک زندگی تنها با تکرار یک واژه ی"زن طلاق" خشونتی بارز علیه زنان است.

ازدواج های «اجباری» یا «مصلحتی» که با فرمان پدرها و دنیای مردانه برای زنی در اندرونی گرفته می شود، خود خشونتی علیه زنان است. هر چند اکنون قتلهای ناموسی بسیار کمتر قربانی می گیرد، اما یکی از مصادیق تلخ خشونت علیه زنان، "قتلهای ناموسی" است که هنوز هم در بعضی قبایل راه حلی برای حفظ کیان و حرمت قبیله است. گرفتن حق تحصیل، راهی کردن دختربچه ها به خانه های بخت، طلاق های ثبت نشده وهزاران درد دیگر زنان این استان مصادیق بارز خشونت علیه زنان هستند.

در استان سیستان و بلوچستان متأسفانه هنوز نهاد حمایتی مناسب برای زنان آسیب دیده وجود ندارد. دست بسیاری از زنانی که کتک می خورند به هیچ جا بند نیست. چرا که نه خانواده می پسندد به نهاد های قضایی مراجعه کند و نهادهای مربوطه هماهنگی و تلاشی برای رفع مشکلات علیه زنان نمی کنند و اکثراً با این پاسخ که مسأله خانوادگیست و خودتان حل کنید پایان می یابد. وقتی هنوز هم صدایی از خود زنان برای بیان  مشکلاتشان به طور کافی در اجتماع شنیده نمی شود، طبیعیست که یافتن راه حل سخت می شود.

این روز را به احترام تمام زنانی که به نوعی خشونت را تجربه می کنند سکوت نکنیم!

 

 

 


نظر شما