آروغ زیبای مدیران!

   83321

مجتبی لشکربلوکی


چرا در برخی جوامع، هیچ مدیری به خاطر خطا و اشتباه استعفا نمی کند؛ در حالیکه در برخی دیگر مدیران از شرم خودکشی می کنند...؟ این سؤال را، دانشجويي سر کلاس از استاد جامعه شناسی پرسید. در پاسخ استاد این جواب را داد: "بچه ها، اگر معلمی در کلاس آروغ بزند، آیا باز می تواند در آن کلاس به کارش ادامه دهد؟" پاسخ روشن بود،نه! او نه تنها از کلاس بلکه از مدرسه هم باید برود. استاد باز پرسید: "حالا اگر معلمی در کلاسِ دانش آموزان کر و لال، آروغ بزند چه؟" گفتند: "مشکلی پیش نمی آید." استاد لبخندی زد و گفت: "حالا فهمیدید چرا در برخی جوامع هیچ مدیری استعفا نمی کند؛ در این جوامع عده ای لالند، عده ای کور و عده ای کر!"

شاید برای ما سؤال باشد در حالی که ما درگیر نان شبانه و ترافیک روزانه و تورم سالانه هستیم، چرا اینقدر روشنفکران دم از شفافیت و گردش آزاد اطلاعات؛ دم از آزادی بیان، احزاب مستقل و رسانه های آزاد می زنند؟  شاید فکر کنیم که این ها از سر شکم سیری حرف های روشنفکرانه می زنند و به فکر آب و نان مردم نیستند. دقیقا مسئله همین جاست که بی آبی و بی نانی ما ریشه در همین دغدغه های آنان دارد. تلاش آنان این است که ما کر و کور و لال نباشیم. کر و کوری اجتماعی بدان معناست که یک جامعه از پشت پرده جریانات بی خبر است. از بند و بست ها، بده بستان ها و معاملات کثیف و تعاملات پنهانی. شفافیت و گردش آزاد اطلاعات باعث می شود که جامعه کر و کور نباشد. بفهمد، تحلیل کند. لالمانی اجتماعی نیز بدان معناست که یک جامعه زبان رسا و گویایی برای بررسی و نقد عملکرد مدیران ندارد. احزاب مستقل و رقیب و رسانه های آزاد، زبان گویای جامعه هستند. جامعه تک صدایی، در اصل جامعه ای بی صداست، چون تک صدایی مانند بوق ممتد است که یک حرف را تکرار و تکرار می کند. حالا ممکن است دوباره بخواهید دم از ناامیدی بزنید که آقا نمی شود! ناامیدی معنایی ندارد. فقط باید اوضاع را بهبود داد فقط یک ذره. فقط یک قدم. بگذارید برای شما مثالی بزنم. یکی از با پتانسیل ترین سازمان های کشور برای فساد، شهرداری ها هستند که اگر خوب مدیریت و نظارت نشوند، می توانند مستعد تبانی، رانت و خاصه خرجی های سیاسی و... باشند، اما شهرداری تهران کار خوبی را شروع کرده است. تمام معاملات کلان افشا می شوند. علاوه براین، فهرست اسامی دریافت کنندگان طرح ترافیک خبرنگاری، بودجه پیشنهادی و بودجه مصوب، اطلاعات مدیران ارشد شهرداری و گزارش عملکرد مالی شهرداری منتشر می شوند. این سرآغاز شفافیت و گردش آزاد اطلاعات است. چیزی که تمام نهادهای دولتی و عمومی باید تکرار کنند. حق تک تک ماست که بدانیم امتیازها، منابع و پول به چه اموری و چه کسانی تخصیص می یابد. حالا با این کار شهرداری تهران، همه مشکلات حل می شود؟ مسلما نه! ولی بهبود آغاز می شود بشرط آنکه مواظب باشیم  فتیله اش پایین کشیده نشود و این چراغ در دیگر سازمان ها و نهادها نیز روشن شود. ما چه می توانیم بکنیم؟ قرار نیست یک شبه به یک جامعه آزادِ  شفافِ سالمِ متمدن تبدیل شویم. بهتر است دو «تمرین مدنی» انجام دهیم. این دو تمرین مدنی، آغاز رهایی از کوری و لالمانی اجتماعی است. باید از خانه خود آغاز کنیم، سپس در ساختمان، مدرسه، اداره، روستا، شهرستان و استان  آن را توسعه دهیم.

تمرین مطالبه گری کنیم، یعنی عادت کنیم که از تمام مسئولین بخواهیم که اطلاعات، تصمیمات، برنامه ها، عملکردها، نتایج شان را افشا کنند. تمرین روشن گری کنیم،یعنی عادت کنیم که عملکرد مدیران را مبتنی بر اطلاعات ( و نه مبتنی بر حدس و گمان ) نقد و بررسی منصفانه و محترمانه کنیم. در گام های بلند بعدی، به موازات انجام دو تمرین مدنی فوق، دست به دست هم دهیم تا این موارد را پیگیری کنیم:

قانون «از کجا آورده ای» تصویب شود تا معلوم شود که ثروت مدیران از کجا بدست آمده؟ خلاصه اگر مسئولی ویلای سه هزار متری دارد این ویلا را یا باید به ارث برده باشد، یا با پول کارمندی دولت خریده باشد، یا از رانت استفاده کرده باشد، کدام یک؟  

Ø     رأی های نمایندگان، شفاف شود تا معلوم شود آنان که دم از دردهای مردم می زنند واقعاً چگونه رأی می دهند؟ منافع شخصی و قومی و محلی را نمایندگی می کنند یا منافع ملی را؟

Ø     تمام دستگاهها که از بیت المال  استفاده می کنند، گزارش عملکرد بدهند.

Ø     تمام آنانکه در دولت و شرکتهای دولتی پست می گیرند، اطلاعاتشان افشا شود که از کجا آمده اند، چه سابقه و صلاحیتی داشته اند؟

هیچکس چشمان ما را باز نخواهد کرد، این ما هستیم که باید چشممان را به مشاهده گری و زبانمان را به مطالبه و روشنگری عادت دهیم؛ اگر نه مجبوریم آروغ زیبای مدیران را تحمل کنیم و خدا را شکر کنیم که چنین مدیران خوبی داریم که ما را لایق آروغ  زیبای خود می دانند!


نظر شما