زندگی کردن به مثابه ‌ی دیده شدن

   45651

سعیده کشاورزی


نسیم نجفی اقدم؛ دختری‌ست که دو روز قبل بدلیل فیلتر شدن ویدئوهایش از سوی یوتیوب، حمله‌ای مسلحانه را به ساختمان یوتیوب ترتیب داد و بعد از زخمی کردن سه نفر در نهایت خودش را با یک تیر خلاص کرد. یک ماه قبل در ماجرایی دیگر پسر و دختری برای بالا بردن فالوورهایشان در یوتیوب، مانور دیگری به راه انداختند. پسر در یک ویدئو کتابی قطور را جلوی سینه‌ ی خودش می‌ گیرد و از دوست دخترش می ‌خواهد با کُلت به سمت او شلیک کند تا همه ببینند که تیر از کتاب رد نمی ‌شود. تیر البته رد شد، پسر در عرض چند ثانیه مُرد و دختر به جرم شلیک به او برای شش ماه زندان افتاد.

«چطور می‌توان به یک سلبریتی بدل شد؟»

بنظر می ‌رسد این پرسش به مسئله ‌ای کاملا جدی و پیچیده در جهان مدرن بدل شده باشد. در این جهان تازه مفهوم «زندگی» دچار نوعی اختلال معنایی شده و «زندگی کردن» به لحظاتِ «دیده شدن» تغییر معنا داده است. پهنه‌ ی سابقا وسیعِ «زندگی» در حال کوچک شدن و آب رفتن است. آیا حالا دیگر می ‌توان لحظات تنها بودن و مطالعه در یک اتاق را جزو غیرقابل انکاری از «زندگی» و «تجربه‌ ی زیستن» یک فرد به حساب آورد؟ پاسخِ شهروند/کاربرانِ جهان مدرن به وضوح این خواهد بود: اگر در «تنهایی محض» خودتان به نوعی «قابل مشاهده» بوده باشید، مشغول «زندگی کردن» بوده‌اید. بله؛ واقعیت این است که مفهوم «زیستن» در حال محدود شدن به دقایقی‌ست که همه در آن مشغول «نشان دادن» خودمان بوده‌ایم. لحظه ‌ای که قابل مشاهده نباشد، وجود ندارد و با چنین پیش فرضی «سلبریتی» کسی‌ست که بیش از هر کس دیگری مشغول زندگی کردن و تجربه‌ ی زندگی‌ست. او در مقایسه با سایر کاربران سهم بسیار بزرگ‌تری از «زندگی» را تجربه می‌ کند، چرا که در تمام لحظات قابل «دیده شدن» است. آنچه که «نسیم نجفی» را به خودکشی کشانده، اما کوچک کردن سهم او از زندگی‌ست. یوتیوب با فیلتر کردن ویدیوهای نسیم، امکان «زندگی» را از او گرفته و تلویحا او را به «مرگ» دعوت کرده است. «نسیم نجفی اقدم» اما چکار کرده است؟ او برای زنده ماندن دست به اسلحه برده، در مبارزه ‌ای نمادین با نهادی که عامل «ندیده شدن» و «فیلترینگ» او بود؛ او واقعا مُرده بود!


نظر شما