نگاهی به فیلم "آینه" از آندره تارکوفسکی

   41867

مهسا مستقیمی، پژوهشگر حوزه سینما


آنام "آینه" به روسی، چهارمین فیلم بلند «آندره تارکوفسکی»؛ کارگردان اهل شوروی محصول 1975 است. «تارکوفسکی» در حدود چهل سالگی تصمیم گرفت به کودکی خویش بیاندیشد و فیلمی از خاطره های بیشتر تلخ و کمتر شیرین بسازد. فیلمی درباره ی مادرش و درباره ی یک خانه. این طرح که نخست "سلامت بازیافته" و سپس "روز روشن روشن" نام داشت در انتها به "آینه" تبدیل شد. سینمای «تارکوفسکی» از شاعرانه ترین های سینماست. شاید آخرین حدی که به سینما و به شعر نزدیک می شود و آینه هم شاعرانه ترین فیلم «تارکوفسکی» است. در فیلم آینه پنج شعر خوانده می شود و هر پنج بار تکان دهنده است. از شعر اول که دختر گریه می کند تا شعر پایانی. شعر در این فیلم جزئی از ساختار فیلم است. "آینه" از اینرو یک حدیث نفس است، عواطف یک انسان، تاریخ زندگی اش، کسانی را که دوست دارد، نحوه نگاهش به دنیا و رنج هایی را که در یک حکومت سرکوبگر کشیده است را به خوبی بیان می کند. در نتیجه، آدم هایی که شرایطی شبیه آن را داشته اند؛ خیلی متأثر می کند. این افراد با اثر یک همدلی عمیق احساس می کنند، از اینرو آینه فیلم بزرگی است. وقتی آینه را می بینیم، احساس می کنیم خودمان هستیم. احساس می کنیم این تجربه را یک بار در زندگی کرده ایم و این یکی از دلائلی است که آینه برای کسانی که روحیه شاعرانه ای دارند، جذاب است. در حدیث نفس قرار نیست شما زندگی تان را توضیح دهید، قرار نیست حتی گاهنامه ای هم ارائه کنید. حدیث نفس، یعنی گفتن احساسات شخصی فرد؛ درک او از زندگی به همراه خاطراتش و معرفی خود به عنوان آدمی که حساس بوده و زندگی عاطفی داشته است. در نتیجه، آنچه در حدیث نفس مهم است، برجسته کردن لحظاتی از زندگی است که برای فرد مهم می باشد.

در فیلم "آینه" تصاویر فیلم چنان است که گویی خاطرات تارکوفسکی را در رویارویی سحرانگیز شاهد هستیم. تارکوفسکی عمدا توالی زمانی خاطرات را به هم می ریزد، درست مانند این است که تکه های زمانی گذشته را با منطق خواب به یاد آوریم. تارکوفسکی در فیلم آینه ها ماریا ایوانونا را با تمام حالات روحی اش به تصویر کشیده است. راوی فیلم "الکسی" که فقط صدای او را می شنویم، خاطراتش را از سه نسل خانواده اش، رابطه اش با پدر و مادرش از کودکی تا بزرگسالی، همسرش و پسر کوچکش باز می گوید. این فیلم فضائی کاملا رئال دارد. وی برای ثبت واکنش های مادر در فیلم تا آنجا پیش می رود که موقع صحبت کردن پدر و مادر، حتی وقتی پدر حرف می زند او را نمی بیند؛ در عوض دوربین روی مادر ثابت می ماند و واکنش های او را به تصویر می کشد.

آینه ی تارکوفسکی به شدت «سابجکتیو» است و نشان دهنده ی شخصی بودن این اثر است. آینه دارای سه بعد است. بعد اول، نمایش زندگی واقعی یک انسان در عصر کنونی و رابطه ی او با مادر، همسر، پسر و دیگران است. بعد دوم فیلم خاطرات این فرد و بعد سوم رؤیاها و کابوس های دوران کودکی اوست. هر سه اینها بدون هیچ مرزبندی مشخصی با یکدیگر ممزوج می شوند و علاوه بر اینها فیلم دارای بعد دیگری نیز می باشد و آن نمایش فیلم های خبری هر کدام مربوط به دوره ی مشخصی از تاریخ هستند.

«تارکوفسکی» از میان تمام فیلم هایش، از آینه بیش از بقیه سخن گفته و درباره اش نوشته است. وی پس از تولید فیلم اظهار داشت که اکنون به مشاهده ی وحدت زمان، مکان و کنش علاقه مند است و آگاهانه جهتش را تغییر داده است. او در مصاحبه ای در سال 1985 یک بار دیگر تأکید کرد که آینه از بقیه ی فیلم هایش به مفهوم سینما نزدیک تر بوده است. این فیلم از جهت دیگری نیز برای او مهم بود، برای تارکوفسکی؛ هنر در مفهوم نهایی اش بر مبنای خاطره شکل می گیرد. او با این حال معتقد بود که پس از ساخت آینه از جهاتی خودش را گم کرده است و رؤیاها و خاطراتی را که تسخیرش کرده بودند، سرانجام تسلیم شده و در فیلم دفن شدند. اما هیچ چیز جای آن را نگرفت، بی شک آن آزادی موعود از راه نرسید. در واقع، چشم انداز شخصی و خلاقانه ی تارکوفسکی پس از این فیلم به شدت دچار تغییر شد.


نظر شما