کشوری که عقده حقارت داشت و پیشرفت کرد

   43618

دکترمجتبی لشکربلوکی، استاد دانشگاه


تا چند دهه قبل صدور مواد اوليه خام مانند: کائوچو، منبع عمده درآمد این کشور گمنام بود. بسیاری از مردمش فقیر و جنگل نشین بودند و روی درخت زندگی می کردند. اختلافات برون مرزی با اندونزى، فيليپين، تايلند و چین و تعارضات قومیتی و نژادی وجود داشت. جامعه یک دست نبود و اقوام و اديان مختلف مانند: مسلمانان، هندو و بودا و مسيحى در آن کشور هر کدام سهم و سبکی داشتند، اما اکنون همان کشور به عنوان يک بازيگر مهم در آسيا و جهان مطرح است. در حال حاضر،  دیگر مالزى کشور باوجاهتى است که الگوى توسعه درميان کشورهاى اسلامى و آسيايى است. فقط به دو مورد از دستاوردهای این کشور نگاه کنیم: صادراتش از کمتر از دو میلیارد دلار به بیش از دویست میلیارد دلار رسیده است (یعنی 100 برابر) و درآمد سرانه اش در طول 45 سال، سی برابر شده است و جمعیت فقرا از 70 درصد به زیر 4 درصد رسیده است. ریشه های متعددی برای توسعه مالزی بر می شمرند، اما می خواهم دو نکته را در مورد این کشور برجسته و به خودمان یادآوری کنم:

تکنولوژی کشورداری (فناوری اداره کشور): «ماهاتمیر محمد»، معمار مالزی نوین می‌ گوید: "ما در مورد فن و دانش مدیریت چیزی نمی دانستیم. ازطرفی هم دانشگاه و دانشکده مديريت نداشتيم، لذا تعدادی را به خارج از کشور فرستاديم تا در رشته های مرتبط با مديريت تحصيل کنند. آنها به كشور بازگشتند، زيرا مأموريت داشتند كه دانش اداره کشور و کسب وکار را بياموزند و برای تفريح به خارج نرفته بودند. روز به روز بر تعداد مديران كاركشته افزوده شد  تا اينكه ما خود دانشگاه مديريت تأسيس كرديم. اكنون مديرانمان را به خارج نمی فرستيم اما دست از آموختن نکشیده ایم. مديران و نخبگان خارجی را می آوريم تا روشهای نوين را به اندوخته های ما اضافه كنند، بدین ترتیب فناوری مديريت کشور را بهبود دادند و توانستند كشورشان را حرفه ای و نه بر اساس سعی و خطا اداره كنند.

تمرکز استراتژیک روی موضوعات محدود: یکی دیگر از ويژگی های کشورداری مالزی، تمرکز استراتژیک روی موضوعات محدود بود. مالزی هر از چند گاهی روی چند موضوع استراتژیک متمرکز می شد و تمام توان خود را روی آنها متمرکز می کرد و آن ها را به نتیجه می رساند. «ماهاتمیر محمد» می گوید: "ما روی صنعت گردشگری متمرکز شدیم. متوجه شدیم که این صنعت اگر بخواهد همچنان بخشی از وزارت تجارت باشد، هیچ تغییر اساسی نخواهد کرد، بنابراين، برای آن وزارت جداگانه، قانون مجزا، برنامه مشخص و بودجه معین تعريف كرديم و در بالاترین سطوح مدیریتی آن را پیگیری کردیم. این تمرکز ويژه باعث شد انواع توریسم از جمله توریسم فرهنگی، توریسم ماجراجویی حتی توریسم غذا در مالزی قدرت بگیرد. اکنون به تعداد هر شهروند یک توریست از مالزی دیدن می کند و درآمد شیرین فراتر از 20 میلیارد دلاری را نصیب این کشور می کند.

تحلیل و تجویز راهبردی: فکر نکنیم که راه پیشرفت مالزی یک راه مطمئن و روشن و از همان ابتدا هموار بوده است. این عقیده سخت اشتباه است. مالزی نیز مانند همه کشورهای جهان چالش های خاص خودش را دارا بوده و هست. بگذارید چند مثال از سال های دور و نزدیک بزنم. اثر رکود اقتصاد جهانی بر اقتصاد مالزی، شیوع آنفولانزای خوکی، کاهش ارزش پول ملی، مواد مخدر و باندهای مافیایی، تبعات اجتماعی ناپدید شدن هواپیمای مالزی، شایعه فساد برخی از مسئولین، اعتراضات به افزایش مالیات و بهای سوخت، بیماری تب دنگی، 140 هزار پناهجوی میانماری، حضور غیرقانونی و اشتغال به کار 2 میلیون اندونزیایی در مالزی، تعارضات استراتژیک با چین در خصوص مالکیت دریای چین و ...  بینید! اینگونه نیست که آن ها در یک فضای آرام راه توسعه را طی کرده باشند. از همه مهم تر اینکه در آغاز مردم این کشور عقده حقارت داشتند، اما بر آن فائق آمدند. «ماهاتمیر» می گوید: "سخت بود افرادی را که دچار عقده خود کم ‌بینی بودند را متقاعد کنیم که به خود بیایند. مالزیایی‌ها فکر می‌ کردند که نمی ‌توانند مانند اروپایی‌ ها پیشرفت بکنند. اگر این احساس در ملتی باشد هیچ ‌وقت نمی ‌تواند پیروز شود. ما کمپینی داشتیم که «مالزی می ‌تواند» و سعی کردیم که مردم را مجاب کنیم کارهایی را انجام دهند که فکر می ‌کردند توانایی انجام آن را ندارند."

هر کشوری، مسیری کاملا اختصاصی در جاده توسعه یافتگی دارد، اما می توان مشابهت هایی را یافت و از آنان الهام گرفت. از مالزی بیاموزیم که اداره کشور، علم و فناوری ويژه می ‌طلبد. باید خود را به تکنولوژی کشورداری مجهز کنیم. نمی توانیم روی همه موضوعات کار کنیم، بلکه باید هر زمانی بر چند مسئله ملی متمرکز شویم و آن ها را به نتیجه برسانیم و سپس پرونده موضوعات ملی دیگر را باز کنیم. مردمانی که «خودناتوان پندار» هستند ره به جایی نخواهند برد. امیدواری و اعتماد به خویشتن، سوخت موتور توسعه است.


نظر شما