قانون اساسی و امکان دفاع از حقوق زنان

   43935

دکتر علی اکبر گرجی ازندریانی، عضو هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی


تردیدی وجود ندارد که زنان در طول تاریخ بیش از مردان مورد ستمگری و اجحاف قرار گرفته اند. در همه جوامع از جمله در ایران مردها عملا گلوگاه های ثروت، قدرت، مکنت و اعتبار را در دست داشته اند. متأسفانه، هنوز هم در اغلب کشورهای جهان بیشتر حاکمان، فرماندهان نظامی و اربابان قدرت و ثروت از مردان هستند. در دنیای غرب نیز هنوز  به رغم برابری نظری و حقوقی به رسمیت شناخته شده با برابری عملی فاصله های بسیار داریم. شهروندی وضعیت انسان مقتدر، انسان محق، انسان آزاد، انسان دارای کرامت، انسان فعال و کنشگر و انسان امیدوار است. اگر مدارای لازم را در کنشگری زنان مقتدر نداشته باشیم، به معنای آن است که زنان را به عنوان شهروند کامل به رسمیت نمی شناسیم. در جایی که اصل دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از تأمین کرامت انسانی و ارزش والای زن و مرد از طریق اجتهاد مستمر مبتنی بر کتاب و سنت سخن می گوید، مسیر حقوق مداری زنان را هموار می کند. به نظر می رسد، قانون اساسی زمینه را برای ارائه تفسیرهای معطوف به تقویت حقوق زنان فراهم کرده است، گرچه هنوز در عمل این دسته از تفسیر ها میدان فراخی نیافته اند. قانون اساسی متنی است که باید با آهنگ ملت برقصد نه با آهنگ قدرت.  قانون اساسی سند آزادی ملت از یوغ تفسیرهای خودکامانه است نه سند بردگی آنها. قانون اساسی دستخط شکوهمند حاکم واقعی به ناحاکمان برای حکمرانی به امانت است نه حکمرانی به اصالت. ارائه قرائت انسانی و انبساطی، قرائتی مداراجو و حقوق مدار از قانون اساسی نه تنها ممکن است، بلکه تدبیری حکیمانه در موقعیت فعلی است. قرائت انقباضی و اقتضاگریز از قانون اساسی تلاش دارد تا مفاهیم مدرن و قابل افتخار موجود در این قانون  را در پای سنت ها، توهم ها، تعصبات نابخردانه و دیدگاه های نامتقارن خود قربانی نماید. سینه چاکان این دیدگاه می کوشند نهادهای مدرن موجود در قانون اساسی را هم به گونه ای زیر بمباران تفسیری خود قرار دهند تا رمقی برای آنها باقی نماند و در نتیجه نسل جوان را از هرگونه امید به اصلاح این قانون ناامید کنند.



نظر شما