شرحی بر ماجرای خیابان

   26123

محمد شفیعی مقدم، پژوهشگر علوم سیاسی


سردرگمی و یا شاید حتی بدتر از آن بدبینی و بیم درباره آینده ای که از قِبَل نارسایی ها و ناکارکردی های امروز مانند اهریمنی زشت سیما و بد هیبت سر بر خواهد آورد. آن اندازه دلهره آور بوده که محرکی قوی برای به خیابان کشاندن نارضایتی های فروخورده در نخستین روزهای زمستان 96 باشد. مشکلات زیست محیطی پر تعداد از آلودگی هوا و کم آبی تا زلزله های پی در پی اخیر و یا مسأله اشتغال و تهی دستی فراگیر در جامعه وقتی با آگاهی از فسادهای رخداده در نظام اداری  و توزیع ناعادلانه ثروت همراه شده باشد، دور از انتظار نیست که احساس تحقیر و ستیز را در لایه های گوناگون جامعه موجب شود.

اما علی رغم اینکه وجود این نارضایتی های انباشته شده حکایت از وجود زمینه اجتماعی مساعد برای اعتراضات اخیر دارد، نباید وجود اراده جناح هایی از مخالفان دولت برای به راه انداختن و هدایت اولیه این تجمعات خیابانی را نادیده گرفت. مراجعه به آمارهای رسمی اقتصادی و مقایسه نرخ اشتغال و تورم در دولت گذشته و فعلی همزمان که روشن کننده است، ابهام آفرین هم می تواند باشد. افزایش بیش از چهارصد درصدی قیمت ها و رشد تنها دو و نیم درصدی اشتغال در دولت پیشین که البته با وجود درآمد های نفتی سرشار حاصل شده بود فضای مناسبتری برای اعتراضات خیابانی در زمینه معیشت و اقتصاد را می توانست فراهم کند، ولی چنین نشد.

 در دولت کنونی که آمارهای رسمی نشان از بهبود شاخص های اقتصادی دارد اما گروه هایی از ناراضیان  خیابان ها را پر کردند. وجود حجم بالای نارسایی ها و کمبود ها را البته که نباید انکار کرد اما چگونه می توان این مسأله را درک کرد که مردمی که در دولت گذشته در اعتراض به گرانی و تورم به خیابان نیامدند در این دوره  تجمعاتی سراسری را دامن زده اند. پذیرفتنی است که سیاست های اقتصادی کنونی رضایت عمومی را جلب نکرده، اما آمار ها و شاخص ها در زمینه معیشت و رفاه عمومی دولت پیشین را برای اعتراض شایسته تر می دانند. پس شروع اعتراضات زمستان 96 را چندان نمی توان ناشی از کنش و اقدام خود محورانه مردمی دانست.

البته از آنجایی که اشکالات و ضعف های جامعه فقط در اقتصاد و معیشت و عملکرد دولت خلاصه نمی شود، فرارفتن از مطالبات اقتصادی و بالا بردن سقف خواسته ها و نیز هدف قرار دادن نهادهای دیگری غیر از دولت و سر داده شدن شعارهای ساختارشکنانه نباید برای آغاز گران این تجمعات چندان شگفت آور باشد.

 شکاف های سیاسی پرشمار هم که طی ماه ها و سال های اخیر تشدید شده و هر از گاهی گروهی بیرق اپوزیسیون بلند می کند و یا تحرکات و سازماندهی های پاره ای گروهها و دولت های پیرامونی در بهره گیری از ظرفیت اقوام در حاشیه مانده ایرانی هم خود در تناور کردن شجره نارضایتی و نافرمانی عمومی عاملیتی مؤثر دارند. در چنین وضعی فراموش نباید کرد حساسیت های بین المللی و تنش های منطقه ای علیه ایران چه نگرانی های عمیقی را در حوزه امنیت ملی دامن می زند.

البته این به معنای مخالفت با فراهم شدن فضا و بستر مناسب برای تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز که خود سهمی در رشد فرهنگ سیاسی و مدنی جامعه خواهد داشت نیست، اما پیش از آن وجود حداقلی از وفاق ملی و انسجام درونی ضرورت خواهد داشت. پذیرش مشارکت جویی متوازن اقشار و اقوام گوناگون و نیز عادلانه تر شدن نظام توزیع ثروت ها نیز به همان اندازه ضروری است. بی اعتنایی به چنین مواردی می تواند پشیمانی همه طرف ها را رقم بزند.

 

 

 

 


نظر شما